تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
منكوب و هلاك فرمود و روى خلق را از شما برگرداند تا اينكه حق به اهلش رسيد و سخن خداوند برترى يافت و پيغمبر ما محمّد ( ص ) بر غم مشركين بر دشمنانش نصرت و پيروزى يافت . ما خاندان نبوت ، از جهت بهره مندى از دين و قدر و منزلت بر خلق برترى و بزرگى جستيم تا آنكه خداوند پيامبر خود را بعد از زدوده شدن نسبتهاى ناروا از او به ديگر سراى برد ؛ و درجه اش را بلند فرمود و پسنديده و بزرگوارش داشت . بعد از در گذشت پيامبر ، ما خاندان او در ميان شما به منزلهء قوم موسى در دست فرعونيان در آمديم كه اولادشان را مىكشتند و زنانشان را به اسيرى مىبردند ! و پسر عم رسول خدا بعد از وفات حضرت چون هارون شد در دوران جدائيش از موسى ! آنگاه كه هارون از قوم خود شكوه به موسى برد و گفت : اى پسر مادرم ! اين قوم در غياب تو ، مرا خوار و زبون شمردند و نزديك بود مرا بكشند . در نتيجهء ( جفاكارى شما ) بعد از رسول خدا ( ص ) پراكندگى ما جمع نشد و دشواريهايمان آسان نگشت ، ولى ( بدانيد ) كه سرانجام امر ما بهشت است و سرانجام شما آتش . در اين هنگام عمرو بن عاص به اروى گفت : اى پيره زن گمراه ! سخن كوتاه كن ! و چشم به زير افكن . در جوابش گفت : اى بى مادر تو كيستى ؟ گفت : من عمرو بن عاصم . اروى به او گفت : اى پسر زن زناكار ! تو سخن مىگوئى در حالى كه مادرت مشهورترين زن زناكار مكه بود ؛ حريص به زنا دادن و اجرت گرفتن از مردان ! بجايت بنشين و رسوائى و زبونيت را به ياد آر ! و به پستى و بى پدرى خود بينديش ؛ به خدا قسم ، تو در ميان قريش اصل و حسبى ندارى و بى آبرو هستى ! تو همانى كه شش نفر از مردان قريش