تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
« او ( محمد ) پناه يتيمان و بيوه زنان است » « بنى هاشم در سختى و درماندگى به دامن پر مهر و محبت او پناهنده ميشوند » . رسول خدا فرمود : آرى اينست شعر ابو طالب . در اين هنگام شخصى از طائفهء كنانه برخاست و در سرودهء خود گفت : « پروردگارا ! ستايش تو راست و سپاس تو گفتن بر ماست . چه ، به ميمنت روى محمد ، به باران رسيديم . او با چشمانى نگران رحمت حق ، خدا را خواند كه باران بارد . لحظه اى چند نگذشت ، كه دانه‌هاى در فام باران ، بر سرمان ريخت » « ابرها به شدّت باريدند و مسيلها بجوشش آمدند و حتى مناطق بلند قبيلهء مضر را سيراب نمودند . پس پيغمبر ، چونانكه عمويش وصف او گويد ، داراى آبروئى است كه به واسطهء او خداوند ابرها را به ريزش ميآورد ، اين مطلبى است آشكار و آن هم خبرى است كه مىشنويم » . پيغمبر فرمود : مرحبا اى كنانى ، خداوند به هر بيت شعر خانه اى در بهشت به تو پاداش دهد ( 1 ) . در جنگ بدر ، چون چشمان حضرت بكشته گان به خون آغشته افتاد ، به ابى بكر فرمود : اگر عمويم زنده بود ، مىديد كه چگونه شمشيرهاى ما ، مردان نامى آنان را به خون كشيده است . عموى پيغمبر حضرت ابو طالب چنين سروده بود : ( 2 ) سوگند به خدا اگر آنچه من ميبينم به صورت جدّ در آيد ، شمشيرهاى ما با گوشت و خون بزرگانشان آشنا خواهد شد . و باز رسول خدا را مىنگريم كه از شعر عمويش عباس مسرور گشته ، چه او
هامش
( 1 ) امالى شيخ طوسى : 46 . ( 2 )و انّا لعمر اللَّه ان جدّ ما ارى لتلتبسن أسيافنا بالاماثل