تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
خود نگاه داشتند و در قسمت سفيدى بالا نوشتند : احسنت چه نيكو سرودى خداى به تو سزاى نيك دهد . و در روايت ديگر چنين است كه : از حضرت تقاضا كردم اجازه فرمايند تا در مصيبت پدرشان نوحه سرائى كنم حضرت در جواب نوشتند : اشكالى نيست براى پدرم و هم براى من نوحه سر كن .

موقعيت شعر و شاعران از نظر قرآن و حديث

آنچه امامان بر حقّ ما در تشويق شعرا فرمودند ، رفتارى است كه از جدّ بزرگوارشان آموخته‌اند ، زيرا رسول اكرم ( ص ) فوق العاده شاعران را در مدح پاكان و ذم مخالفين تشويق ميفرمود ، خود حضرت شعر مىخواند و از ديگران مىخواست كه شعر بخوانند و شاعران را اجازه ميفرمود تا شعر بسرايند و به آنان كه رسالت شعر را مراعات مينمودند ارج مىنهاد و ما حضرت را مىنگريم چگونه در مقابل شعر عمويش ابى طالب بىتابى ميفرمود . آن هنگام كه طلب باران نمود و خدايش باران باريد ، چنين گفت : بر أبى طالب از خدا نيكى باد ، اگر او زنده بود چشمانش از اين حادثه روشن ميشد ، حال كيست كه شعرى از او بخواند ؟ عمر برخاست و عرض كرد : شايد اين شعر را خواسته‌ايد :
و ما حملت من ناقة فوق ظهرها أبرّ و أوفى ذمّة من محمّد
هيچ شترى بر پشت خود نيكوتر و با وفاتر از محمد حمل نكرده است . رسول اكرم ( ص ) فرمود : اين گفتهء عمويم نيست از حسّان بن ثابت است ، سپس حضرت على ( ع ) برخواست و عرض كرد شايد اين شعر را اراده فرموده‌ايد :
و ابيض يستسقى الغمام بوجهه ربيع اليتامى عصمة للأرامل تلوذ به الهلَّاك من آل هاشم فهم عنده فى نعمة و فواضل
« سفيد روئى كه به يمن روى او از ابر طلب باران مىشود »
الغدير ( فارسي ) — صفحة 11 | محمد تقي واحدي / جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)