ابو الفرج گويد : قيس مرد بلند قامتى بود ؛ هنگاميكه بر اسب قوى هيكل بزرگ سوار مىشد پاهايش به زمين مىرسيد و چنان كه در ص 134 گذشت از منذر بن جارود نقل شده كه قيس را در گوشه اى ديد كه بر اسبى نارنجى رنگ سوار است و پاهايش به زمين كشيده مىشد .
ابو عمرو كشى در رجالش گويد : قيس از جمله ده نفرى بود كه پيغمبر ( ص ) از زمان نخستين به آنها پيوست و طول آنها ده وجب با دستهاى خودشان بود و قيس و سعد پدرش از آن افراد بودند ( 1 ) و از كتاب « غارات » تأليف ابراهيم ثقفى نقل شده كه قيس رساترين و بلند قدترين مردم بوده و دستهاى بلندى داشته ، و موهاى جلوى سرش ريخته بود ؛ او مردى بزرگ ، شجاع ، داراى تجربه ، و نسبت به على ( ع ) و فرزندانش خيرانديش بود ، و با همين نظر و عقيده هم جهان را بدرود گفت .
ثعالبى شلوارهاى قيس را از جملهء مثلهاى مشهور و متداول بشمار آورده و گويد : لباس هر مرد تنومند و بلند بالا را به شلوار قيس مثال مىزدند ( 2 ) .
قيصر روم ، مردى تنومند و قوى جثه از روميان را كه از لحاظ بزرگى جثّه مورد اعجاب همگان بود ، نزد معاويه فرستاد ، معاويه دانست كه براى برابرى و زبون كردن او جز قيس بن سعد كسى شايستگى ندارد ، و در هنگاميكه آن مرد رومى نزد معاويه بود به قيس گفت : وقتى كه به منزل خود رفتى ، شلوار خود را براى من بفرست . قيس مقصود معاويه را دانست ؛ در همان مجلس شلوار خود را بيرون آورد و به طرف آن مرد قويهيكل رومى انداخت .
آن مرد رومى در حالى كه تماشا ميكردند ، شلوار قيس را به پا كرد و تا سينه اش رسيد مردم در تعجب شدند و رومى سر خجلت و سرافكندگى به پيش افكند . قيس را بر اين عمل مورد ملامت قرار دادند ، و او اين اشعار را در جواب سرود :
( اين عمل من ) به خاطر اين بود تا مردم بدانند و همه شاهد باشند كه اين
هامش
( 1 ) رجال كشى ص 73 .
( 2 ) ثمار القلوب ثعالبى ص 480 .