تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
شخصيتها را از ظواهر و جثّهء آنها تشخيص مىدهند و بزرگوارى و بزرگ منشى و شدّت و صلابت و نفوذ حكم و عزم استوار را از اين گونه افراد كه تناور و قوى هيكل هستند زودتر باور مىكنند تا يك فرد نحيف و كم جثّه ، كه قيافهء ناتوان و اندام كوچك و جسم ضعيف او موجب مىشود كه گمان كنند توانائى روحى و معنوى هم ندارد ، و از ادارهء كارهاى مهمى كه به عهده دارد زبون و ناتوان است . به همين جهت خداى سبحان پس از آنكه طالوت را به عنوان يك پادشاه به بنى اسرائيل معرفى مىكند او را توصيف و تعريف نمود به اينكه از علم و جسم ( درشت اندامى و قويهيكل بودن ) سهم بسزائى به او عطا شده است و بنابر اين به نيروى علمش به تدبير شؤون دينى و معنوى و اجتماعى ملَّت توانا است و برجستگى و برازندگى او از حيث جسم و اندام هم در اجراء وظائف سلطنت و فرماندهى تقويت و ابهت و هيبت به او مىدهد . پس از اين مقدمه بايد دانست : سرور بزرگ انصار ( قيس ) از آنجا كه خداوند چيزى از صفات عاليه صورى و معنوى را از قبيل علم ، و عمل ، و رهبرى ، پاكدامنى ، دور انديشى ، استحكام در رأى و خرد ، رأى متين ، زيركى ، و لياقت و فرماندهى ، حكومت و رياست ، سياست ، دليرى و شهامت ، سخاوت و كرم ، دادگرى و ساير شؤون و فضائل اخلاقى را دربارهء او فرو گذار نفرموده ؛ نخواست كه او از مزيّت و فضيلت ظاهرى هم بىبهره باشد ، ( و لذا او را بكمال جسمانى و هيكل قوى و بزرگى جثّه و اندام و رشادت ظاهرى نيز كامياب فرمود ) . استاد ما ، ديلمى در كتاب ارشادش گويد : همانا قيس ، مردى بود كه داراى اندامى به طول هيجده وجب و عرض پنج وجب بود ؛ در زمان خود بعد از أمير المؤمنين ( ع ) سخترين مردم بود . ( 1 )
هامش
( 1 ) ارشاد ديلمى ج 2 ص 325 .