تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
و هم آواز نشويد كه : اى شراب فروشان بى باك به خود مباليد و از خودستائى بازايستيد كه - هر آينه ارزندگانى هم هستند كه در نبرد زندگى خون گرم خود را نثار ميكنند . ما در خلال اين كتاب با آه سوخته و رنجهاى فراوانى كه اين شاعران حق جو كشيده‌اند آشنا ميشويم ، لذا شاعران قرن اول هجرى را مينگريم كه چگونه مديحه و مرثيه را سر دادند و چون شمشير برّانى از پيشوايان دين حمايت كردند و شعرشان تير خطرناكى بود در جگر دشمن و در هر مرز و بوم جز اعلام دوستى خاندان محمّد كارى نداشتند . پيشوايان دين هم مال زيادى بدين شاعران ميدادند كه از كار و ديگر امور مستغنى شده و به اين امر مهم كه زنده كردن روح انسانى در ارواح مردم است اشتغال ورزند و مردم را با اين امر حياتى آشنا ساخته و به سويشان سوق دهند . پيشوايان حق در تشويق اين شاعران چنين ميگويند : « هر كه يك خط شعر ، دربارهء ما بگويد خداوند در بهشت خانه اى برايش مىسازد » و بدين سان مردم را هم در حفظ و ياد گرفتن اين اشعار تحريص ميكردند چنان كه حضرت صادق ( ع ) ميفرمايد : فرزندان خود را با شعر عبدى آشنا سازيد ، يا ميفرمودند : دربارهء ما كسى شعرى نگويد مگر اينكه از جانب روح القدس تأييد گردد ( 1 ) . كشّي دانشمند بزرگ علم رجال ، در كتاب رجالش ص 160 از ابو طالب قمى روايت مىكند كه او گويد : چند شعرى سرودم و به محضر امام باقر ( ع ) فرستادم و در ضمن اشعار از پدر امام باقر يادى رفته بود ، از حضرت تقاضا كردم اجازه دهند كه مدح خود حضرت گويم ، ولى حضرت باقر ( ع ) كاغذ را از جائى كه شعر نوشته بود جدا كردند و پيش
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا . رجال كشى : 254 .