تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨

مگر نمىبينيد كه شعراء بهر راهى رهسپارند ( 1 ) امّا شعراى غدير ، در سطح بيان يك داستانى هستند كه در دنياى عينيشان واقع شده و آنچه گفته‌اند چه در قالب نظم يا در قالب نثر ، بيان آن حقيقت است بدون هيچ گرايشى به خيال پردازى . و در واقع اشعارشان چون روايتى است مستند ، كه با قافيه‌هاى مناسب در قالبهاى طلائين شعر در آمده‌اند . و صلاحيت اين را دارند كه قصهء تاريخى غدير را تأكيد كنند . و بر اين مبناست ، كه ما در نقل شعر شاعران جنبه‌هاى خوبى شعر را از حيث صناعت شعرى در نظر نگرفته‌ايم و به نبوغ شاعر هم نظرى نيفكنده‌ايم چون منظور ما اين جنبه‌ها نبوده بلكه مراد نقل روايت غدير است به صورت شعرى و درك واقعيت اين داستان بزرگ .

شعر و شعرا

هنگاميكه به آثار منظوم اديبان پاك سرشت پيشين بر مىخوريم ، آنها را در سطحى مينگريم كه از مرحلهء لفّاظى و عبارت پراكنى اوج گرفته از گشتن به گرد تملق اين و آن بدور مانده‌اند و شعرشان را بر پايهء سازندگى مكتبى انسانى و نشر معارف بشرى به كار انداخته‌اند و در اين راه به پيروى از قرآن و حديث پرداخته از علوم عقلى و فلسفى بحث نموده‌اند و پا در فنون و علوم بشرى گذاشته ، از سخنان پندزا و سودمند كه نشان دهندهء روح انسان كامل است ، دريغ ننموده‌اند . با اينكه شعرشان شامل مزاياى ادبى هم بوده است و چنين ادبياتى در ديدگاه دانشمندان و صاحبان حكمت و انديشمندان است ، كه بشريت بدان احساس احتياج مىنمايد و خواستهء اهل تاريخ و انسانهاى ديگر است . ما ، در اين برداشت ، گرانبهاترين اثر را از اين اشعار ميگيريم و بر مبانى مذهبى و حق جوئى شيعه ، استدلال ميكنيم كه چگونه شاعر انديشمند ما ، از جان
هامش
( 1 ) * ( أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ ) * ، آخر سورهء شعراء .