يك نامهء ساختگى
معاويه از قيس و پيرويش مأيوس شد و اين امر بر او گران آمد كه قيس با على باشد و از طرفى دور انديشى و دليرى او را به خوبى مىدانست و هر حيله ايكه براى دور نمودن او از على ( ع ) به كار برد سودى نبخشيد ناچار به مردم شام به دروغ گفت :
قيس با شما همداستان و همعقيده شده است ، او را به خير دعا كنيد و دشنامش مدهيد و مردم را از نبرد با او باز داريد او از پيروان ماست و نامه هايش كه شامل خير انديشىهاى نهانى اوست به ما ميرسد . مگر نمىبينيد كه با برادران شما ( از اهل خربتا ) كه در نزد اويند چگونه رفتار مىكند عطايا و ارزاق به آنها مىدهد و پيوسته به آنها نيكى مىكند ، سپس نامه اى از قول قيس ساخت و در حضور اهل شام خواند .
امّا متن نامه :
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
از قيس بن سعد به امير معاوية بن ابى سفيان :
درود بر تو ، پس از حمد و ثناى خداوندى كه جز او خدائى نيست .
من چون فكر كردم و با ميزان دين خود سنجيدم ، دانستم كه براى من زيبنده نيست از گروهى پيروى كنم كه امام پرهيزگار خود را كه به واسطهء مسلمانى خونش محترم بود كشتند .
لذا از خداى عز و جل آمرزش مىطلبم كه مرا از گناهان محفوظ بدارد و در امر دينمان سالم باشيم . بدانيد كه من دوستى و سازش خود را با شما اعلام مىكنم و در نبرد با كشندگان پيشواى مظلوم « عثمان » ( رض ) همراه شمايم .
پس هر گونه ساز و برگ و مردان جنگجو كه صلاح مىدانى در اختيار من قرار ده كه با شتاب به انجام مقصود مىپردازم . و السلام ( 1 )
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ج 5 ر 129 كامل ابن اثير ج 3 ر 117 ، شرح ابن ابى الحديد ج 2 ر 24 .