تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
چيست . سعد جواب فرستاد كه : اگر اين كار انجام گيرد من از مسجد رسول خدا ( ص ) خارج مىشوم و ديگر قدم به مسجد نمىگذارم لذا معاويه از لعن على ( ع ) خوددارى كرد تا اينكه سعد مرد و بهنگام مرگ سعد بود كه معاويه على ( ع ) را در منبر رسول لعن نمود و به كار گزارانش در شهرها نوشت كه على را در منابر لعن كنند و چنين كردند . ام سلمه زن پيامبر اكرم ( ص ) نامه اى به معاويه نوشت كه شما خدا و رسول خدا را در منابر لعن مىكنيد چه ، شما على و دوستدار او را لعن مىكنيد و به حق گواهى مىدهم كه خدا و رسولش على را دوست دارند . ولى معاويه به نامه و گفتار ام سلمه اعتنائى نكرد ! ! ( 1 ) جاحظ در كتاب خود « الردّ على الامامية » گويد : معاويه در آخر خطبهء خود مىگفت : همانا ابو تراب ، ( على ) ملحد شده و ( مردم را ) از راه تو باز داشته است ؛ او را لعنت فرست لعنى پيوسته و شديد و او را به شكنجهء سخت عذاب نما . و سپس اين فراز از خطبه را ، به نقاط مختلف كشور اسلامى فرستاد و تا زمان عمر بن عبد العزيز بر همهء منابر آشكارا گفته مىشد . گروهى از بنى اميه به معاويه گفتند : اى أمير المؤمنين ! توبه آنچه آرزو داشتى ( سلطنت ) رسيدى ؛ چه بهتر كه ديگر دست از اين مرد بردارى ، و لعنش نگوئى ! معاويه در جواب گفت : نه به خدا قسم چندان به اين عمل ادامه مىدهم تا كودكان با اين روش بزرگ شوند و بزرگسالان با اين خوى و منش به پيرى برسند و تا ديگر كسى فضيلتى دربارهء على ذكر نكند .
هامش
( 1 ) عقد الفريد 2 ر 300