تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
بلى ، معاويه ننگ اين روش و منش نكوهيده را ، در دوران تاريك تسلَّط و اقتدارش بر خود و همكارانش نهاد ، و كيش و عادتش بر اين جارى گرديده بود و به پيروى از او راويانى خدا ناشناخته و بدمنش پيدا شدند كه به جعل احاديث پرداختند ، و روايات مجعول زياد شد . و چه مشكلاتى در سر راه محققين و راويان حديث بوجود آوردند تا اينكه توانستند روايات خوب و بد را از هم جدا سازند . اين روش ناپسند معاويه ادامه يافت تا به حدى كه كودكان در يك چنين محيطى بزرگ شدند و بزرگسالان بر اين مبنا به پيرى رسيدند و در نتيجهء اين سياست ننگين بغض و دشمنى خاندان پيامبر ( ع ) در دلها جايگزين شد و بدعت معاويه داير بر لعن و دشنام بر على ( ع ) بعد از نماز جمعه و نمازهائى كه به جماعت برگزار ميشد و در بالاى منابر در شرق و غرب كشور اسلامى معمول گشت و حتى در پايگاه وحى پروردگار ( مدينهء منوره ) چنين عمل مىشد . حموى در ج 5 ص 38 « معجم البلدان » گويد : لعن بر على ( رض ) ، در بالاى منابر در شرق و غرب كشور اسلامى اجراء گرديد ولى در منبر سجستان ، جز يك بار اين عمل ناروا انجام نگرفت ، مردم آن سامان ، از اجراى اين بدعت كثيف بنى اميّه خوددارى نمودند . حتى مقرّر داشتند كه بر منابر ايشان هيچكس لعن نگردد . وه چه شرافتى است كه نصيب اين مردم گشته و از لعن على ( ع ) برادر رسول خدا ( ص ) خوددارى نمودند در حالى كه در منابر دو حرم بزرگ مسلمين مكه و مدينه لعن مىشد . پس از مرگ امام حسن ( ع ) معاويه عازم حج شد و در سر راه وارد مدينه گشت تصميم گرفت در بالاى منبر رسول خدا ( ص ) على را لعن كند به دو گفته شد در اين شهر سعد بن ابى وقاص است ، و گمان نمىكنيم كه او بدين عمل راضى باشد كسى به سوى او بفرست ببين عقيدهء او در اين زمينه چيست . معاويه كسى را به سوى سعد فرستاد ، تا ببيند نظر سعد دربارهء لعن على ( ع )