كرد در حالى كه نماز خوانده بودم فرمود آيا تو را به درى از درهاى بهشت راهنمائى كنم ؟
عرض كردم : آرى .
فرمود : لا حول و لا قوة الا باللَّه
بعد از رحلت رسول خدا او از دروازه شهر علم پيامبر يعنى أمير المؤمنين حقائق را فرا گرفته و علوم قرآن و سنت را از وى آموخت آنچنانكه خود بمعاويه گفت در حديثى كه به زودى متذكر آن خواهيم شد آنوقت كه بين او و معاويه مناظره اى درگرفت و او در جواب معاويه آياتى را كه در شان على ( ع ) نازل شده بود و هر حديثى كه از رسول خدا در اين مورد رسيده بود براى او خواند تا آنجا كه معاويه گفت :
اى پسر سعد اين مطالب را از كه فرا گرفته اى و از چه كسى روايت مىكنى و از كه شنيده اى ؟ آيا پدرت اينها را به تو گفته و از او فرا گرفته اى ؟ قيس پاسخ داد :
من اين مطالب را از كسى شنيدم و از كسى آموختم و فرا گرفتم كه از پدرم بهتر است و حقى بزرگتر از او بر گردن من دارد .
معاويه گفت او كيست ؟
پاسخ داد على بن ابيطالب ( ع ) كه عالم اين امت است و تصديق كنندهء حقانيت اين مذهب .
تمامى اينها دليلى محكم و برهانى مستدل است بر اينكه او اطلاعات وسيعى در معالم دينى و حقائق اسلامى داشته و مهارت و عمق او را در علوم الهى ثابت مىكند .
و شخصيتى هم چون قيس كه از كسى چون مولاى ما أمير المؤمنين على ( ع ) كسب فيض نموده و از او روايت كرده است ؛ بيان ، از رسيدن بكنه فضيلت او ناتوان و تعريف و توصيف از درك مدارج عاليه او نارسا است .
يكى از شواهد دانش سرشار او اين است كه داراى ايمانى ثابت و عقيده اى تزلزل ناپذير بود امامان و پيشوايان بعد از رسول خدا را به خوبى شناخته و در راه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص١٦٣