تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
دوستى و يارى آنها تا آخرين لحظه حياتش فداكارى و از خود گذشتگى نموده و در اين راه به طعنه و ملامت احدى اعتنا نكرد در حالى كه هميشه با گروهى مواجه بود كه بدخواه و كينه توز و منافق و بد دل و عداوت پيشه بودند و او را بسبب دوستى و پيروى از عترت طاهره سرزنش مينمودند و نمىتوانستند ببينند كه او هيچ عاملى را در برابر دين خود نپذيرفته و هيچ امرى را از امور مادى و بهره‌هاى صورى برانگيزه‌هاى دين خود مقدم نمىدارد و از دولت و قدرت آنان هيچ رتبه و حقوق و مزايائى را توقع و انتظار ندارد و هيچ پاداشى براى امروز و فرداى خود نمىخواهد . دليل بر اين مطلب ماجرائى است كه بين او و حسان در آن موقع كه أمير المؤمنين او را از استاندارى مصر عزل كرد و بمدينه آمد اتفاق افتاد جريان از اين قرار بود كه وقتى بمدينه آمد حسان بن ثابت كه در آن زمان از طرفداران عثمان بود نزد او رفت و او را سرزنش نموده بوى گفت : على بن ابيطالب تو را از كار بر كنار كرد و تو عثمان را كشتى و گناهش بر گردن تو ماند و پاداشت را على به خوبى نداد . قيس او را از نزد خود بيرون كرد و بوى گفت : اى نابيناى كور دل به خدا سوگند اگر باعث ايجاد جنگ بين دو قبيلهء من و تو نمىشد گردنت را مىزدم و آنگاه او را از منزل خود بيرون كرد ( 1 ) . و اگر نه اين بود كه قيس جامع علوم و معارف و منبع معالم دينى و حامل گوهر تابان فضيلت بود همانطور كه در زيركى و مآل انديشى سابقه طولانى و شهرت بسزائى يافته هر آينه أمير المؤمنين على ( ع ) حكومت مصر را بوى نمىسپرد و وظايف و عهده دارى شئون دينى و اجتماعى را بانضمام اداره امور سياسى و ادارى و لشكرى را به او واگذار نمىفرمود و بطوريكه در ص 120 گذشت ضمن برنامه كه براى او مرقوم فرمود اين كلام را به او نمىنوشت : و از آنچه خداوند به تو آموخته بخواص و نزديكان خود بياموز . . . چه آنكه
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى جلد 5 ص 131 ، شرح ابن ابى الحديد جلد دوم ص 25 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 164 | محمد تقي واحدي / جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)