تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
مداوم او در مدت ده سال - يا مدتى كه آغاز و انجامش بدرستى ضبط نشده - نسبت به پيامبر بزرگ اسلام ، چه بطوريكه در جلد چهارم اسد الغابه ص 215 مذكور است پدرش سعد بن عباده او را به رسول خدا سپرد تا در سفر و حضر شب و روز ملازم ركاب و خدمتگذار آنحضرت باشد علاوه بر اين او خود نيز مردى خردمند و تيز هوش بود و انديشه اى درست و علاقه اى مفرط به تهذيب نفس و حرصى بس زياد به تكميل مدارج روحى داشت و اين خود ما را از هر مدح و ثنائى دربارهء دانش سرشار و فضيلت - هاى بى شمارش و پيش دستى او در بهره مندى كامل از علوم قرآن و سنت بىنياز مىسازد . اين كار درست و علمى شايستهء نيست كه ما بخواهيم شواهدى را برشماريم كه رسول خدا او را خيلى خوب تعليم نموده و عالى تربيتش كرده و معالم دين را به او آموخته و از درياى بىكران فضل و علومش بر او باريده و آنچه را كه يك انسان كامل بدان نيازمند است بوى تلقين كرده و همين كه او هميشه در خدمت رسول خدا بود در حالى كه رئيس و قبيله خزرج بود و آقا زاده اى بس كامل بود ، خود دليل بر اين است كه ملازمت او با رسول خدا يك خدمتگذارى ساده و بسيطى هم چون ملازمت ساير نوكران و خدمتگذاران نبود ، او بمانند شاگردى بود كه خدمتگذارى استاد را مىنمايد . و براى فراگيرى علوم و معارف ، زانوى ادب در خدمت استاد به زمين گذارده سراسر وجودش را به استاد ميسپارد و از دل و جان بوى خدمت مىكند تا از پرتو انوار معارف او استفاده كند و از نورانيت او بهره مند گردد و از جمله چيزهائى كه جاى شك و ترديد در آن نيست اينست كه رسول خدا هر وقت او را مىديد قسمتى از معارف عاليه خود را بوى مىآموخت و قيس هم فرصت را غنيمت مىشمرد و اظهار علاقه بيشترى مىكرد . چنان كه روايت ابن اثير در ج 4 « اسد الغابه » ص 215 از خود او مشعر بر همين معنى است در اين روايت خود قيس گويد : پيغمبر بر من عبور