سپس در همين مورد اين اشعار را سرود :
يابن هند ! دع التوثب فى الحرب
اذا نحن فى البلاد نأينا
اى پسر هند : در جنگ اين جهشها و پرشها را وابگذار زيرا ما فعلا از شهرهاى خود دور شده و در ميدان جنگ بسر مىبريم
نحن من قد رايت فادن اذا
شئت به من شئت فى العجاج الينا
ماهمانيم كه تو ديده اى بما نزديك گردان هر گاه كه خواستى هر كسى را كه ميخواهى در اين معركهء تيره و تار و غبار آلود بياور
ان برزنا بالجمع نلقك فى الجمع
و ان شئت محضة اسرينا
اگر دسته جمعى حمله كنيم تو را در بين جمعيت پيدا خواهيم كرد و اگر بخواهى كه تنها و يك نفر يك نفر بجنگيم حمله خواهيم كرد و خواهيم جنگيد .
فالقنا فى اللفيف نلقك فى الخزرج
تدعو فى حربنا ابوينا
با مادر لفيف و اجتماعات بر خورد نما ، ما در ميان خزرج با تو بر خورد خواهيم كرد تو در جنگ با ما پدرانمان را ميخوانى .
اى هذين ما اردت فخذه ؟
ليس منا و ليس منك الهوينا
هر يك از ايندو را كه ميخواهى بگير نه از ما و نه از تو نرمش و مدارا كردن نيست .
ثم لا ينزع العجاجة حتى
تنجلى حوبنا لنا او علينا
گرد و غبار جنگ فرو ننشيند مگر اينكه خطر بر طرف شود يا بنفع ما و يا به ضرر ما
ليت ما تطلب العداة اتانا
انعم اللَّه بالشهادة عينا
اى كاش آن مرگى كه دشمنان براى ما خواهان آن هستند بما برسد و خداوند بر ما نعمت شهادت را عنايت كرده و عينا آن را بيابيم .