تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
كشيدند ، اگر دلت ميخواهد بار ديگر آنچه قبلا از آنان ديده اى باز هم به بينى ، اين چنين كن و تاريخ را تكرار نما ! و اما خرما و طفيشل ، خرما از ما بود و بهنگام خوردن آن شما با ما شريك مىشديد و اما طفيشل غذاى يهوديها بود وقتى ما از آن خورديم مزه اش به دهان ما خوب آمد و در اين مورد بر آنان غلبه كرده و بيشتر از آنها خورديم چنان كه قريش در مورد سخينه ( 1 ) اين عمل را كرد و آن را غذاى رسمى خود قرار داد . سپس مسلمة بن مخلَّد بسخن در آمد تا آنجا كه گفت . . . . ( نصر در كتابش ) . سخن اين مجلس كه به انصار رسيد قيس بن سعد انصارى انصار را جمع نموده و از جاى حركت كرد و خطبه اى در بين آنان خواند و چنين گفت : معاويه سخنانى گفته كه خبرش بشما رسيده و صاحب شما ( نعمان ) پاسخ او را داده است ، به خدا قسم اگر امروز بر معاويه خشم نموده و با او كينه ورزيديد معلوم مىشود كه ديروز هم ( قبل از اسلام آوردن او ) با او كينه داشته و دشمن او بوده‌ايد و اگر خون او را در اسلام بريزيد معلوم مىشود كه در زمان شركش خون او را مىريختيد ، بزرگترين گناه شما در نظر معاويه همين است كه به يارى دينى كه داريد برخاسته‌ايد ، امروز طورى بكوشيد كه فعاليت ديروز را فراموش كنيد و فردا طرزى جديّت نمائيد كه كوشش امروز را از ياد ببريد . شما با پرچمى هستيد كه در طرف راستش جبرئيل و در سمت چپش ميكائيل مىجنگيد ولى حريف در زير پرچم ابو جهل و احزاب مىجنگد . و اما خرما ، ما خرما نكاشتيم بلكه بر كسانى كه آن را مىكاشتند جلوتر رفته و بر آنان در خوردن آن غلبه كرديم ، و اما طفيشل اگر غذاى ما بود ما هم مانند قريش ملقب به آن شده و به آن نام مشهور مىگشتيم چنان كه آنانرا : « قريش السخينه » گفتند .
هامش
( 1 ) غذائى كه از آرد و روغن درست مىشود و قريشيها زياد آن غذا را مىخوردند تا جائى كه آنانرا « قريش السخينه » گفتند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 139 | محمد تقي واحدي / جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)