دارقطنى ، بيهقى ، نعيم بن حماد و ديگران اين روايات را نقل كردهاند و حتى آن روايات يا در رسالههاى جداگانهاى گردآورى شده ، مانند « العرف الوردى فى حقيقة المهدى » اثر ملّا على قارى و « التوضيح فى تواتر ما جاء فى المنتظر و الدّجال و المسيح » از شوكانى .
تا جائى كه ما مىشناسيم ، نخستين كسى كه به نقد روايات مربوط به مهدى ( ع ) پرداخته ابن خلدون است « . . . سپس ابن خلدون اعتراف كرد كه بعضى از آن روايات خالى از نقد است . . . ازاينرو ما مىگوئيم وقتى يك روايت از اين روايات ثابت گرديد و عيب و ايرادى بر آن وارد نبود ، در آشنائى به معناى آنكه ظهور مردى را در آخر زمان بيان مىكند مردم را دعوت به شرع نموده و با عدالت حكم مىكند ، كفايت مىكند »
« . . . و صحابهاى كه روايات مربوط به مهدى ( ع ) از طريق آنها روايت گرديده است بيست و هفت نفر مىباشند . . . و در حقيقت اگر روايات مربوط به مهدى ( ع ) از مجعول و ضعيف ، پيراسته گردد ، هيچ انديشمند پژوهشگر و صاحبنظرى نمىتواند از آن صرفنظر نمايد .
شوكانى در رسالهء خود كه قبلا بدان اشاره شد ، بصراحت مىگويد : اين روايات به حدّ تواتر رسيده است و مىگويد : « رواياتى كه مىتوان ( دربارهء مهدى ) برآن دست يافت پنجاه حديث مىباشد كه شامل صحيح ، حسن و ضعيف قابل جبران است كه آنها بىشك متواترند بلكه بنابر تمام اصطلاحات موجود در اصول ، صفت تواتر بر كمتر از اينها نيز صدق مىكند »
بعضى از منكران همهء رواياتى كه دربارهء آن حضرت است مىگويند : « اين روايات بىترديد از مجعولات شيعه است ، ولى اين نظر مردود است زيرا آن روايات با سندهاى مربوط به خود ، روايت شده و ما در احوال رجال سند آنها نيز تحقيق و بررسى نموديم و آنان را معروف به عدالت يافتيم و حتى يك نفر از رجال جرح و تعديل ، با شهرتى كه در نقد رجال دارند ، آن راويان را به شيعه بودن متهم نساختهاند . »
« . . . و بسيارى از بنيانگذاران دولتها ، مسئله مهدى ( ع ) را وسيلهء رسيدن به اهداف خود قرار دادهاند و ادعاى مهدويت كردهاند تا مردم را بدينوسيله گرد خود جمع كنند ، از جمله دولت فاطمىهاست كه براساس اين دعوت برپا گرديد و مؤسس آن عبيد اللّه ، خود را مهدى مىانگاشت و دولت موحّدين بر پايهء اين ادّعا جريان يافت ، و بنيانگذار آن محمد بن توموت ، حكومت خود را بر اين دعوت استوار نمود .
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 405
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٠٥