و درج نظرات علماء دربارهء تواتر آنها مىپردازد و آنگاه مىگويد :
« براستى ( افرادى مانند ) رشيد رضا و ديگران در مورد تكتك روايات مربوط به مهدى تحقيق و بررسى نكردهاند و در جستجوى سند هر روايتى تلاش ننمودهاند و گرنه پارهاى از آنها را داراى حجت مىيافتند ، حتى در امور غيبى كه بعضى تصور مىكنند جز با روايت متواتر ثابت نمىشود ، از مطالبى كه مىتواند رهنمونى در اين زمينه براى شما باشد ، اينكه رشيد رضا مدعى است كه سندهاى روايات مربوط به مهدى خالى از راوى شيعه نيست با آنكه اصلا چنين نيست ، و روايات چهارگانهاى كه خود او آورده است مردى معروف به تشيّع در سند آنها ديده نمىشود ، با آنكه اگر اين ادعا صحيح هم بود خدشهاى در صحت روايت وارد نمىساخت ، زيرا ملاك اعتبار در صحت روايت ، صداقت و دقّت راوى است و بگونهايكه در علم روايتشناسى بيان شده ، اختلاف مذهب در آن شرط نمىباشد ، از اينرو ( ملاحظه مىكنيم ) مسلم و بخارى در كتابهاى خود از بسيارى از شيعيان و ديگر فرقههاى مخالف ، رواياتى را نقل نموده و حتى به اين گونه روايات ، استدلال كردهاند .
رشيد رضا به علت ديگرى كه عبارت از تعارض باشد متوسل شده كه آن راه نيز مردود است ، زيرا شرط تعارض ، برابرى در قوّت و ثبوت است ، بنابراين تعارض بين روايت قوى و ضعيف را هيچ خردمند منصفى جايز نمىداند . و تعارض موردنظر وى از همين قبيل است .
كوتاه سخن اينكه ، عقيدهء به ظهور حضرت مهدى عقيدهاى است كه بطور متواتر از ناحيهء پيامبر ( ص ) ثابت است و از آنجائى كه از زمرهء امور غيب است ، ايمان به آن واجب مىباشد و اعتقاد به آن از صفات متّقين شمرده مىشود ، چنان كه خداوند در قرآن مىفرمايد :
« الم ، ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ ، الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ »
و انكار آن جز از جاهل و يا معاند سر نمىزند ، از خداوند مسألت دارم ما را با ايمان به آن و به تمام آنچه كه بدرستى در كتاب و سنّت آمده است ، بميراند » « 1 »
هامش
( 1 ) - الامام المهدى عند اهل السنه ج 2 ص 288 - 391 .