و حكومتش منقرض شد ، پيروان اين گفته به روايت احمد در مسند استناد مىكنند .
« وقتى درفشهاى سياه را مشاهده كرديد از سوى خراسان روى آوردند به سوى آنها بشتابيد اگرچه با خزيدن روى برف باشد زيرا مهدى خليفهء خدا در ميان آنهاست »
. . . و در سنن ابن ماجه از عبد اللّه بن مسعود نقل شده كه گفت :
« زمانى ما نزد پيامبر ( ص ) بوديم كه جوانانى از بنى هاشم وارد شدند ، همين كه پيامبر آنها را ديدند اشك از چشمانشان جارى و رنگشان دگرگون شد عرض كردم : ما پيوسته حالتى را در سيماى شما مىبينيم كه آن را دوست نداريم ! فرمود : خداوند براى ما اهل بيت آخرت را بر دنيا برگزيده است . و البته به زودى گرفتار بلا و مصيبت و آوارگى خواهند شد تا آنكه قومى از مشرق بيايد در حالى كه درفشهاى سياه با خود دارند حق را مطالبه كنند و به آنها داده نشود ، آنگاه به نبرد و مبارزه بپردازند تا پيروز شوند در اين وقت خواستهء آنان را عملى كنند ولى آنها نمىپذيرند تا آنكه درفش را بدست مردى از خاندان من بسپارند و او زمين را پر از عدلوداد كند . آنگونه كه قبلا از ظلم و ستم پر شده بود پس هركسى آن زمان را دريابد بايد به نزد ايشان بشتابد گرچه با خزيدن روى برف باشد . »
« . . . اين مورد و مورد قبلى اگر صحيح باشد . در آن دليلى وجود ندارد بر اينكه مهدى خليفهء عباسى همان مهدى است كه در آخر زمان ظهور مىكند بلكه او مهدىاى است مانند مهدىهاى ديگر . عمر بن عبد العزيز نيز مهدى بود بلكه مىتوان گفت وى به اين نام سزاوارتر از مهدى عباسى بود .
. . . امّا مهدى ( ع ) همواره در جهت خير و هدايت بوده و نقطهء مقابل مانند دجّال كه پيوسته در جهت شرّ و گمراهى است . و همانگونه كه قبل از دجّال بزرگ كه داراى كارهاى خارق العاده است دجالهاى دروغين ظاهر مىشوند همينطور پيش از مهدى موعود ( ع ) نيز مهدىهاى هدايتگر و صالح ظاهر مىشوند .
ديدگاه سوم : اينكه وى مردى از خاندان پيامبر ( ص ) و از فرزندان حسن بن على در آخر زمان است وقتى كه زمين آكنده از ظلموجور شده باشد ظهور مىكند و آن را سرشار از عدلوداد مىگرداند و بيشتر روايات بر اين قول دلالت دارد و اينكه آن بزرگوار از فرزندان حسن خواهد بود خود سرّى لطيف است زيرا حسن ( ع ) كه براى خدا دست از خلافت برداشت خداوند از فرزندان وى كسى را به حق ، خليفه مىگرداند كه زمين را از عدالت مالامال سازد و اين است سنّت خداوند كه در ميان بندگانش هركس به خاطر او چيزى را
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 398
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٣٩٨