ابن زرير غافقى از على ( ع ) شنيده است كه مىفرمود :
« او با تعداد دوازده هزار تن حداقل و پانزده هزار تن حداكثر ، خروج مىكند ، ترس و وحشت پيشاپيش او ( بدل دشمنان ) راه مىيابد . هر دشمنى كه با وى برخورد كند به فرمان خدا او را از پاى درآورد شعار آنان بميران ، بميران ، مىباشد ، و در راه خدا از سرزنش هيچ ملامتگرى باك و هراس ندارند . در اين وقت هفت لشكر از شام بسوى آنها هجوم آورند كه امام ( ع ) جملگى را شكست داده و آنها را به اسارت خويش درآورد و محبت و نعمت و « قاصّه » و « بزارهء » آنها به مسلمانان بازگردد و پس از آنان جز خروج دجّال حادثهاى باقى نمىماند ، پرسيديم : قاصه و بزاره چيست ؟ فرمود : امام زمان حكومت را بدست مىگيرد بگونهايكه كسى هرچه خواهد بگويد و از چيزى نهراسد » « 1 »
در همين مأخذ آمده است :
« مهدى مىرود تا در بيت المقدس فرود آيد ، خزائن را نزد او مىآورند ، عرب و غيرعرب و جنگافروزان و روميان ( غربىها ) و ديگران جملگى به اطاعت وى درآيند »
و در جائى ديگر از اين منبع آمده كه :
« مهدى گويد پسر عم من ( سفيانى ) را بياوريد تا با او سخن بگويم او را نزد امام مىآورند و با وى صحبت مىكند او تسليم امر امام شده و با وى بيعت مىنمايد ، امّا همين كه نزد يارانش از قبيلهء بنى كلب برمىگردد ، او را از كردهء خود پشيمان مىسازند او نزد امام مىآيد تا بيعت خود را پس بگيرد ، حضرت بيعت او را فسخ مىكند ، سپس نبرد بين امام و لشكر سفيانى با هفت گروه و دسته درمىگيرد و فرماندهء هر دستهاى خواستار بدست گرفتن زمام امور به نفع خود مىباشد . امّا امام ( ع ) آنها را شكست مىدهد » « 2 »
و نيز در همين مصدر آمده است :
« سفيانى بيعت خود را از امام ( ع ) بازپس مىگيرد و امام آن را باطل اعلام مىكند ، آنگاه او لشكريان خود را براى مبارزهء با آنحضرت بسيج مىنمايد كه امام ( ع ) وى را شكست داده و خداوند روميان ( غربىها ) را نيز بدست آن بزرگوار شكست خواهد داد »
هامش
( 1 ) - نسخهء خطى ابن حماد ص 96 .
( 2 ) - نسخهء خطى ابن حماد ص 97 .