نخست آن بزرگوار را به مردم معرفى نموده و آنان را به شنيدن بيانات امام ( ع ) و اجابت وى ، دعوت مىكند آنگاه امام ( ع ) ايستاده و به ايراد سخن مىپردازد .
از امام زين العابدين ( ع ) نقل شده است كه فرمود :
« مردى وابستهء به او برمىخيزد و ندا مىدهد : اى مردم ! اين شخص ، خواستهء شماست كه اينك نزدتان آمده است ، شما را به همان امورى دعوت مىكند كه پيامبر خدا ( ص ) دعوت مىفرمود ، در اين هنگام مردم به پا مىخيزند امام نيز برمىخيزد و خود آغاز سخن مىكند : اى مردم ! من فلانى فرزند فلانى فرزند پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله هستم شما را دعوت مىكنم به آنچه پيامبر خدا دعوت فرمود در اين وقت مردم بپاى خاسته و آهنگ كشتن او را دارند ، امّا سيصد و سيزده تن از ياران حضرت ، از وقوع اين حادثه جلوگيرى مىنمايند . « 1 » »
معناى جملهء مردى وابسته به او : يعنى از سلالهء او و معناى به پا مىخيزند يعنى مىايستند تا مهدى ( ع ) را كه زبانزد مردم شده و چشم انتظار وى هستند ببينند و احتمال دارد هدفشان اين باشد كه برمىخيزند و بخاطر ترس از رژيم حاكم ، رو به بازگشت مىآورند .
و امّا آنهائى كه بسوى امام هجوم مىبرند و آهنگ كشتن وى را دارند بىگمان از عمّال رژيم حجاز هستند ، روايت ، دقيقا حالت مسلمانان را كه با شوق و نشاط آمده و خواستار وى و در جستجويش هستند و نيز وحشت و خشم حكومت را در آن هنگام مىرساند .
نكتهء قابلتوجه اينكه بعيد به نظر مىرسد كه ياران خاص امام ( ع ) براى آزادسازى حرم و مكه آن هم در چنان فضاى تروريستى كه روايات بيان مىكند ، كافى باشند ، كه مىتوان از حادثهء به شهادت رسيدن نفس زكيّه بطرزى وحشيانه و بجرم اينكه مىگويد : من فرستاده مهدى ( ع ) هستم و فرازهايى از پيام امام ( ع ) را ابلاغ مىكند ، به اين مطلب پى ببريم .
بىترديد امام مهدى ( ع ) علاوه بر آنچه را كه خداوند از اسباب غيبى در اختيار وى قرار داده است وسائل طبيعى را نيز مهيّا مىكند كه مراسم سخنرانى آن حضرت بنحو شايسته و كامل برگزار شود و سپس ياران او بتوانند بر حرم شريف و آنگاه بر مكه تسلط يابند و اين امر بدست صدها و يا هزاران تن از ياران يمنى و ايرانى و حجازى و حتى مكّى وى كه طبق روايات ،
هامش
( 1 ) - بحار ج 52 ص 306 .