تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
« اين فرزند من سرور و سالار است ، چنان كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله او را سيّد و سالار ناميد و خداوند به زودى از سلالهء وى مردى به جهان بياورد همنام پيامبرتان كه در صورت و سيرت چون او باشد وقتى خروج نمايد كه مردم به خواب غفلت فرورفته و حق و حقيقت مرده و ظلم و بيداد آشكار شده باشد به خدا اگر قيام نكند گردنش را مىزنند ، با ظهور و قيام وى اهل آسمان و ساكنان آن شادمان مىشوند و زمين را از عدالت سرشار مىكند بگونه‌ايكه قبل از آن از ستم و جور پر شده باشد » « 1 » جملهء حضرت كه « اگر خروج نكند گردنش را مىزنند » نشانگر اين است كه دستگاههاى امنيتى دشمنان اندكى قبل از ظهور به جريان امر پى برده و نزديك است كه نقشهء او كشف شود ، به‌گونه‌اى كه اگر خروج و قيام نكند تهديد به قتل مىشود . ابراهيم جريرى از پدر خود روايت كرده است كه گفت : « نفس زكيّه جوانى است از خاندان محمد ( ص ) نامش محمد بن حسن ، بىجرم و گناه كشته مىشود و چون او را مىكشند هيچ عذرخواهى ، براى آنان در آسمان و زمين باقى نمىماند ، در اين هنگام خداوند قائم آل محمد را در ميان گروهى برمىانگيزد ، آنان در انظار مردم از سرمهء چشم باريكتر و پنهان‌ترند وقتى خروج مىكنند مردم براى آنها اشك مىريزند ، زيرا تصور مىكنند آنان را دستگير خواهند كرد امّا خداوند ، شرق و غرب جهان را براى آنها مىگشايد ، آگاه باشيد كه آنان مؤمنان حقيقى هستند و بدانيد كه بهترين جهاد ، در آخر الزمان ، خواهد بود . » « 2 » اين روايت مؤيد آن است كه حضرت مهدى ( ع ) در آغاز كار با تعدادى اندك از ياران ظهور مىكند به نحويكه مردم به حال آنان دلسوزى مىكنند و تصوّر مىكنند كه به زودى دستگير و كشته مىشوند . از امام باقر ( ع ) منقول است كه فرمود : « همانا قائم از راه كوه ذى طوى با سيصد و سيزده مرد به عدد رزمندگان جنگ بدر فرود مىآيد تا اينكه به حجر الاسود تكيه داده و پرچم پيامبر را برمىافرازد ، علىّ بن حمزه گفت :
هامش
( 1 ) - بحار ج 51 ص 120 . ( 2 ) - بحار ج 52 ص 217 .