بر سر يوسف و برادرش آورديد و شما ناآگاه بوديد ، برادران گفتند : تو حتما يوسف هستى ؟ ! گفت : آرى من يوسفم و اين هم برادرم مىباشد » « 1 »
براساس اين روايات و امثال آن ، حالت امام ( ع ) در زمان غيبت خود ، همچون حالت حضرت يوسف ( ع ) و نوع رفتار او در اين مدت همانند رفتار حضرت خضر ( ع ) است كه قرآن ، بخشى از شگفتيهاى آن را براى ما روشن مىسازد . حتى از اين روايات چنين استفاده مىشود كه آن دو بزرگوار ( خضر و حضرت مهدى ( ع ) ) باهم زندگى كرده و با يكديگر همكارى دارند .
البته بهتر است بگوئيم كه ، بسيارى از اقدامات آن حضرت ، بدست ياران برجسته و شاگردانش انجام مىپذيرد . كسانى كه زمين و مسافتها در زير پايشان در نورديده مىشود و خداوند آنان را بوسيلهء ايمانشان و آموزشهاى حضرت مهدى ( ع ) رهنمون مىسازد ، بلكه در زمينهء كرامات آنها مانند راه رفتن روى آب و در نورديده شدن زمين زير پاى آنان و غير آن ، روايات و داستانهاى معتبرى ، حتى دربارهء كسانى كه از اولياء و بندگان شايستهء خداوند ، مقامى كمتر را دارا بودهاند ، نقل شده است .
آرى ، خداى سبحان همواره امور و پديدههاى اين جهان را از بزرگ و كوچك آن ، مطابق حكمت و راز آن جارى مىسازد . . . امّا او حاكم بر اين اسباب و حكمتهاست و هرگونه و به هر صورت و بدست هركس از فرشتگان و بندگانش كه اراده فرمايد ، اقدام مىكند . . . بسيارى از پديدهها و امور كه به نظر ما مىرسد از راههاى طبيعى بوجود آمده و يا مىآيد ، اگر واقع امر بر ما روشن شود خواهيم ديد كه دست غيب الهى در آن نقش داشته است ، مثلا وقتى كه مأمورين فرمانرواى ستمگر ، تصميم گرفتند جلو كشتىاى را كه خضر ( ع ) در آن رخنه و شكاف ايجاد كرده بود . بگيرند ، چون آن را معيوب ديدند ، به حال خود رها ساختند و توجه نداشتند كه در آن دست غيبى دخالت داشته است ، همچنين هنگامى كه پدر و مادر آن پسر كه عمر خود را با ايمان به خدا سپرى كرده و به تكاليف الهى خويش عمل نمودند ، نمىدانستند كه اگر پسرشان زنده بماند ، آن دو را به كفر و طغيان مىكشاند . . . و زمانيكه آن دو كودك يتيم بزرگ شدند و گنج خود را در زير ديوار محفوظ يافته و استخراج
هامش
( 1 ) - بحار ج 51 ص 142 .