امّا رواياتى كه در منابع حديث درجهء اوّل شيعه ، مانند غيبت نعمانى و طوسى ، در خصوص اين شخص وارد شده است احتمال دارد ، ايشان را به ياور خراسانيان و يا رهبر اهالى خراسان و يا فرماندهء لشكر خراسان تفسير كرد ، زيرا اين روايات تعبير به « خراسانى » تنها نموده نه هاشمى خراسانى ، امّا مجموعهء قرائن موجود ، پيرامون شخصيت او دلالت دارد كه مشخص است وى همزمان با خروج سفيانى و يمنى ظاهر مىشود و نيروهاى خود را به سوى عراق اعزام مىدارد كه سپاهيان سفيانى را شكست مىدهند .
* * * از جمله سؤالاتى كه پيرامون اين دو شخصيت مطرح است ، اين است كه آيا امكان دارد نام خراسانى و شعيب ، دو نام سمبليك و غيرحقيقى باشند ؟ در پاسخ بايد گفت : امّا نسبت به خراسانى ، روايات نام او را ذكر نكرده بنابراين دليلى ندارد كه رمز باشد ، بلى ممكن است بگوئيم نسبت ايشان به خراسان به اين معنى نيست كه حتما اهل استان خراسان فعلى باشند ، چون در صدر اسلام ، نسبت دادن به خراسان به مشرق زمين اطلاق مىشده است كه شامل ايران و ساير مناطق اسلامى متصل به آنكه امروز تحت اشغال شوروى است ، مىشود . بنابراين شخص خراسانى اهل هر منطقهاى كه از اين محدوده باشد ، نسبت او به خراسان صحيح است ، چنان كه از منابع درجهء اول حديثى شيعه استفاده نمىشود كه او سيّد حسنى و يا حسينى است ، آنگونه كه در منابع روائى برادران اهل سنت به آن تصريح شده است .
امّا نسبت به شعيب بن صالح و يا صالح بن شعيب بايد گفت كه روايات ، ويژگيها و اوصاف وى را ذكر نموده است ، كه جوانى است گندمگونه و لاغر ، داراى محاسنى كمپشت ، صاحب بصيرت و يقين ، و ارادهاى خللناپذير و از جنگاوران بنام و ممتاز مىباشد . او مردى است شكستناپذير ، اگر كوه در مقابلش بايستد آن را منهدم كرده و عبور مىكند . . . تا آخر . البته احتمال دارد كه جهت حفظ و ايمنى ، نام او مستعار باشد تا وعدهء الهى محقق شود ، همچنين امكان دارد كه نام او و نام پدرش مشابه شعيب و صالح و يا به معناى اين دو باشد . برخى از روايات وى را اهل سمرقند كه هماكنون در اشغال شوروى است مىداند امّا بيشتر روايات مىگويد كه او اهل رى مىباشد و با قبيلهء بنى تميم نسبتى دارد و يا اينكه از يكى از بخشهاى بنى تميم بنام ( محروم ) باشند و يا اينكه وى غلامى از بنى تميم است
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 271
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٧١