بهرحال اگر اين مطلب صحيح باشد احتمال دارد وى در اصل اهل جنوب ايران باشد زيرا در آنجا هنوز عشايرى از قبيلههاى بنى تميم وجود دارد و يا اينكه از قبايل بنى تميم كه در صدر اسلام در استان خراسان ساكن شدهاند باشد ، كه امروزه بيشتر آنان در مردم ايران هضم شده و فقط چند روستاى كوچك نزديك مشهد از آنان باقى است كه با زبان عربى هم صحبت مىكنند و يا اينكه رابطهء خويشاوندى ( نسبى ) با آنها دارد .
* * * سؤال ديگر از زمان ظاهر شدن آن دو شخصيت است ، در اوّل فصل يادآور شديم كه آنچه بهتر به نظر مىرسد اين است كه ظاهر شدن آن دو تن ، در سال ظهور حضرت مهدى ( ع ) و همزمان با خروج سفيانى و يمنى است ، البته احتمال دارد ، روايتى را كه مىگويد « فاصلهء بين خروج شعيب و بين سپردن زمام امور را به مهدى ( ع ) هفتاد و دو ماه مىباشد » مىتوان حكم به صحت آن نمود كه در اين صورت ظاهر شدن خراسانى و شعيب شش سال قبل از ظهور حضرت مهدى ( ع ) خواهد بود .
امّا فاصلهء بين آغاز حكومت زمينهسازان ايرانى بدست تواناى مردى از قم و بين ظاهر شدن خراسانى و شعيب ، بطوريكه گفتيم در روايات مشخص نشده است . مگر اشاره و قرينههايى كه مىتواند بطور اجمال آن را معيّن نمايد ، از جملهء آن قرينهها ، رواياتى است كه دربارهء شهر قم و حوادث آن مانند موقعيت جهانى ، دينى و فكرى آن شهر و اينكه همه اينها « نزديك ظهور قائم ( ع ) است » وارد شده است كه آن را از جلد 60 بحار ص 213 نقل كرديم .
روايتى كه از امام باقر ( ع ) در بحار ج 52 ص 243 وارد شده كه فرمود : « اگر من آن هنگام را درك مىكردم خويشتن را براى صاحب اين امر نگاه مىداشتم » دلالت دارد كه فاصلهء بين ظهور قائم ( ع ) و بين بوجود آمدن حكومت اهل مشرق و وارد شدن در جنگى با دشمنانشان ، از عمر معمولى يك انسان فراتر نمىرود .
و از جمله روايات در اين زمينه ، حديثى است كه قبلا ، از بحار ج 52 ص 269 نقل شد :
« خداوند آن را به مردى از اهل بيت ارزانى مىدارد كه روش او براساس تقوى و عمل وى هدايتگر مردم است ، در مقام قضاوت و حكم بر مردم ، اهل رشوه نيست ، به خدا سوگند من او و نام او و پدرش را مىدانم ، آنگاه آن مرد تنومند و كوتاهاندام . . . كه داراى خال
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 272
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٧٢