مركزى لشكريان حضرت را تشكيل مىدهند كه وى براى تصفيهء وضع داخلى كشور عراق و مخالفان و شورشيان و سپس در درگيرى با تركان و در نهايت ، در پيشروى بزرگ ، جهت آزادسازى قدس ، بر آنها تكيه مىكند .
* * * اين خلاصهاى بود از نقش اين دو شخصيت موعود از ايران ، طبق استفادهاى كه از روايات زياد مربوط به اين دو نفر ، در منابع اهل سنت و اندكى در منابع شيعه ، مىتوان داشت ، اين پديده مرا بر اين داشت كه مجدّدا در روايات مربوط به خراسانى و شعيب در منابع شيعه ، بررسى بيشترى نمايم چون بنظرم رسيد كه احتمال دارد اين موضوع از بافتههاى بنى عباس در خصوص ابو مسلم خراسانى باشد . . امّا بعد از بررسى در اين منابع ، رواياتى را با سندهاى صحيح يافتم كه از خراسانى ياد كرده بود مانند روايت ابو بصير از امام صادق ( ع ) و غير آنكه پيرامون يمنى سخن مىگويد و رواياتى را ديدم كه دلالت داشت به اينكه قضيهء خراسانى موعود ، نزد اصحاب و ياران امامان ( ع ) پيش از خروج ابو مسلم و قبل از ادعاى دروغين عباسيان نسبت به روايات پيامبر اسلام ( ص ) دربارهء ابو مسلم و خود آنها ، معروف و مشهور بوده است .
بنابراين ، جريان خراسانى در منابع شيعه نيز ثابت و مسلّم است و نقشى را كه روايات شيعه ، براى آنان نقل كرده در منابع اهل سنت نيز وجود دارد .
و همچنين بطور خلاصه چگونگى قضيهء رفيق او شعيب بن صالح در منابع ما آمده است گرچه روايات مربوط به سيّد خراسانى از جنبههاى زيادى ، قوىتر از روايات مربوط به اوست .
پيرامون شخصيت خراسانى و شعيب سئوالهاى زيادى مطرح است ، از مهمترين آنها اين است كه آيا مراد از خراسانى در اين روايات فرد معيّن و مشخصى است و يا اينكه تعبير از رهبر ايران است كه در زمان ظهور حضرت مهدى ( ع ) وجود خواهد داشت ؟
امّا روايات مربوط به خراسانى كه از طريق اهل سنت و همچنين در منابع متأخر شيعه وارد شده است به روشنى دلالت دارد بر اينكه آن شخصيت از ذريّهء امام مجتبى ( ع ) و يا امام حسين ( ع ) است و از او بعنوان هاشمى خراسانى ياد شده است و صفات جسمى وى را كه داراى صورتى نورانى و خال بر گونهء راست و يا دست راست دارد ، بيان كرده است . . تا آخر
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 270
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٧٠