نقره امّا در آن خطّه مردانى وجود دارند كه خدا را آنطور كه شايستهء معرفت است شناختهاند و آنان ، ياران مهدى در آخر الزمان مىباشند » « 1 »
و در روايتى : « مبارك باد مبارك باد بر طالقان » « 2 »
همين روايت با لفظ ديگرى در منابع شيعه نيز موجود است ، چنان كه در بحار از كتاب « سرور اهل ايمان » نوشتهء علىّ بن عبد الحميد بسند خود از امام صادق ( ع ) نقل كرده است كه فرمود :
« خداى متعال را گنجهايى است در طالقان كه نه طلاست و نه نقره و درفشى كه از آغاز تاكنون باز نشده و باهتزاز درنيامده است ، اين خطّه داراى مردانى است كه قلبهاى آنها مانند پارههاى آهن محكم و نستوه مىباشد نسبت به ذات مقدس خداوند ترديدى در آن قلبها ايجاد نمىشود ، شديدتر از آتشاند اگر بر كوه حملهور شوند آن را از جاى برمىكنند با بدست داشتن پرچم ، آهنگ هر ديارى كه نمايند آن را ويران و منهدم مىسازند بر اسبهايشان همچون عقاب سوارند ، بعنوان تيمّن و تبرّك زين مركب امام ( ع ) را بوسه زده و با دست لمس مىنمايند ، آن بزرگوار را پروانهوار در وسط گرفته و بهنگام خطر ، آن وجود مقدس را با جان خود حفظ مىكنند . شبها را با مناجات سپرى مىكنند و روز سواران كارزارند . آنان زاهدان شب و شيران روزند . در اطاعت از امام و رهبرشان مطيعتر از كنيزكان نسبت به مولاى خويشاند ، درخشندگى آنها مانند چراغهاى پرنور است ، مثل اينكه قلبهايشان چراغى از ايمان است . از بيم خدا مىهراسند ، شهادتطلباند و آرزوى كشته شدن در راه خدا را دارند شعار آنان ، خونخواهى سالار شهيدان حسين ( ع ) است ، هنگاميكه به پيش مىتازند رعب و وحشت آنان به مسافت يك ماه راه رفتن ( بسرعت ) در قلبهاى دشمنان جايگزين مىشود ، گروهگروه بسوى حضرت روانه مىشوند ، بواسطهء اين رادمردان ، خداوند امام بر حق ( مهدى ( ع ) ) را پيروز مىگرداند » « 3 » .
به نظر من مراد از طالقان در اين روايات منطقهاى است در رشته كوههاى البرز در صد
هامش
( 1 ) - الحاوى سيوطى ج 2 ص 82 و كنز العمال ج 7 ص 262 .
( 2 ) - ينابيع المودة قندوزى ص 449 .
( 3 ) - بحار ج 52 ص 307 .