محدثان تصريح كردهاند كه مراد از اين درفشهاى وعده داده شده ، پرچمهاى عباسيان نيست ، ابن كثير در نهايهء خود حاشيهاى را بر اين روايت نقل كرده كه « اين درفشها آنهائى نيست كه بوسيلهء ابو مسلم خراسانى برافراشته و حكومت بنى اميه را برانداخت ، بلكه مراد درفشهاى سياه ديگرى است كه براى همراهى حضرت مهدى ( ع ) مىآيد » .
بلكه برخى از رواياتى كه از پيامبر ( ص ) نقل شده ، بين درفشهاى عباسيان كه مسير و هدف آنها دمشق بوده و بين پرچمهاى ياران حضرت مهدى ( ع ) كه هدف آنها قدس است ، فرق گذاشته است . . از آن جمله روايتى است كه ابن حمّاد آن را از محمد بن حنفيه و سعيد بن مسيّب نقل كرده كه گفت : پيامبر ( ص ) فرمود ؟ « درفشهايى از بنى عباس از ناحيهء مشرق خروج مىكند و زمانى كه ارادهء خداوند تعلق گيرد توقف مىكند . . آنگاه درفشهاى سياه كوچكى در پى آنان از ناحيهء مشرق خروج مىكند و با مردى از نسل ابو سفيان و لشكريانش مبارزه مىكند كه علاقهمندان اطاعت و فرمانبردارى از حضرت مهدى ( ع ) مىباشند »
بنى عباس سعى كردند كه روايات مربوط به درفشهاى سياه را به سود خود در نهضتشان بر ضدّ بنى اميه معنا كنند و به مردم بقبولانند كه جنبش آنان و حكومت و درفشهاى برافراشتهء آنان همان چيزى است كه در روايات منقوله از پيامبر ( ص ) به آن بشارت داده شده است و به اينكه حضرت مهدى ( ع ) از خاندان آنهاست از همينرو ابو جعفر منصور عباسى پسرش را مهدى نام گذاشت و سعى نمود كه قضات و راويان گواهى دهند كه اوصاف حضرت مهدى كه از پيامبر ( ص ) نقل شده است بر پسرش منطبق است . . . تا آخر .
سرگذشت عباسيان در ادّعاى مهدويت و پرچم و لباسهاى سياه انتخاب نمودن آنها در كتب تاريخ ضبط شده است اين كار در اوائل ، مقدارى به سود آنها تمام شد ، امّا بسرعت اين ماسك فريبنده و حيلهگرى توسط دانشمندان و راويان حديث و امامان ( ع ) كشف شد و آنگاه حقيقت مطلب روشن گرديد . چه اينكه هيچيك از آنان داراى صفات حضرت مهدى ( ع ) نبودند و آنچه را كه پيامبر ( ص ) وعده فرموده بود بدست وى تحقق نيافت .
بلكه به گفتهء برخى روايات ، آخرين خلفاى عباسى معترف بودند كه مسئلهء ادعاى مهدويّت پدران آنها از ريشه و اساس جعلى و دروغ بوده است .
ظاهرا قضيهء ادعاى مهدويت شباهت زيادى به حركتى كه در اواخر قرن اوّل هجرى
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 256
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٥٦