و غير از اين روايت ، روايات متعدد ديگرى كه اختلاف بين بنى فلان و يا به هلاكت رسيدن فرمانرواى ظالمى از آنان را بيان كرده است و اينكه پس از آن سفيانى خروج خواهد كرد و يا ظهور حضرت مهدى ( ع ) بوقوع مىپيوندد و يا اينكه بيانگر برخى از نشانهها و پيشامدهاى نزديك ظهور آن حضرت است . . . بنابراين بايد اين روايت را به غير بنى عباس تفسير نمود زيرا صدها سال پيش ، حكومت و فرمانروائى آنها سپرى شده است .
بلكه رواياتى كه به صراحت از بنى عباس نام برده است ، حتما بايد مورد بررسى و دقت قرار گيرد . چه اينكه اين روايات از امامان ( ع ) با عبارت « فرزندان فلان » و « خاندان فلان » وارد شده است و شخص راوى آن را بلفظ بنى عباس روايت كرده به اين اعتقاد كه مراد از گفتهء امام ( ع ) از « فرزندان فلان » ، بنى عباس مىباشد .
گاهى در روايات ظهور ، تفسير به بنى عباس صحيح است زيرا مراد از ذكر نام آنها ، روش آنان است كه در نقطهء مقابل امامان ( ع ) بوده است ، نه اينكه مراد شخص آنها و فرزندان و يا ذرّيهء آنان باشد . . . البته به ندرت نياز به چنين تفسيرى پيدا مىكنيم زيرا در اغلب روايات تعبير به فرزندان و خاندان فلان شده است .
بههرحال ، منظور از خاندان فلان در روايت مورد بحث كه فرمود : « تا زمانيكه خاندان فلان بر مسند حكم باشند ، تا اينكه فرمانروائى آنان منقرض شود ، با تمام شدن آن خداوند آن را بر مردى از اهل بيت قرار مىدهد » حكام ظالم و ستمپيشه ، غير از بنى عباس است كه سيد موعود ، بعد از آنان ظاهر مىشود و قبل از ظهور حضرت مهدى ( ع ) با عدالت حكمرانى مىكند .
امّا لفظ « آنگاه ، آن مرد تنومند كوتاهاندام كه داراى علامات خال بر صورت و دو نشانهء ديگر بر پوست بدن دارد ، پيشوايى است عادل » حكايت از اين دارد ، بعد از آن سيّد كسى خواهد آمد كه مفهوم آن اين است كه آن شخص حضرت مهدى ( ع ) است و هم اوست كه داراى اين نشانههاست ، چنان كه در اوصاف حضرت آمده است . امّا صفت « مرد تنومند كوتاه قد » بر آن حضرت تطبيق نمىكند . زيرا در مجموعهء روايات ، آن حضرت بلندقامت و موزون ياد شده است ، بعيد نيست كه يك بخش و يا بيشتر از اين روايت ، در اثر نقل سيد بن طاوس و يا ديگرى از راويان ، افتاده باشد . و اين مرد تنومند و كوتاهاندام ، بعد از سيّد موردنظر مىآيد و برخى از صفات ديگرش از روايت افتاده است ، بدينسان نمىتوانيم ، اتّصال زمان
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 236
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٣٦