اين روايت قابل توجهى است ولى متأسفانه بخش پايانى آن ناقص است ، اين روايت را صاحب بحار از كتاب « اقبال » سيد بن طاووس نقل كرده است كه صاحب اقبال در كتابش ص 599 بيان داشته است كه اين روايت را در سال 362 در كتاب « ملاحم » بطائنى ديده است و از آن كتاب اين روايت را نقل كرده امّا ناتمام ، و در پايان گفتارش گفته است « سپس تمام روايت را نقل كرده است » حال آنكه كامل نقل نكرده است ، بطائنى از ياران امام صادق ( ع ) بوده و نسخهء كتاب وى ناياب است البته ممكن است در كتابهاى خطى ناشناخته در اطراف و اكناف كشورهاى اسلامى ما در كتابخانهها وجود داشته باشد .
روايت دلالت دارد كه سيد بزرگوارى از ذريّهء اهل بيت ( ع ) پيش از ظهور حضرت قائم ( ع ) حكومت مىكند و مقدمات دولت آن حضرت را فراهم مىنمايد ، مردم را متوجه تقوا و پرهيزكارى مىنمايد و طبق احكام اسلام عمل مىكند ، وى اهل سازش و رشوهگيرى نيست ، اين سيّد كه ذكر آن در روايت آمده احتمال دارد مراد از او امام خمينى باشد .
امّا جمله خاندان فلان كه امام فرمود : « تا زمانيكه خاندان فلان بر سر كار باشند » ملازمه ندارد كه مراد از آنها بنى عباس باشند آنگونه كه سيد بن طاووس فهميده است ، همينطور در ساير رواياتى كه امامان ( ع ) در آنها تعبير به فلان و آل فلان نمودهاند ، البته گاهى منظور امامان ( ع ) از اين تعبير ، بنى عباس و گاهى خاندانهايى است كه قبل از ظهور حضرت مهدى ( ع ) فرمانروائى مىكنند ، مثلا روايات متعددى كه بازگوكنندهء اختلاف بين خاندان فلان و آل فلان ، از حكّام حجاز است وجود دارد كه آنان بر شخص فرمانروائى از خودشان اتفاقنظر پيدا نمىكنند و بين قبيلهها ايجاد اختلاف مىشود ، آنگاه حضرت مهدى ( ع ) ظهور مىكند و مانند روايتى كه از امير مؤمنان على ( ع ) روايت شده است كه حضرت فرمود :
« آيا خبر ندهم شما را به پايان سلطنت خاندان فلان ؟ عرض كرديم آرى اى امير مؤمنان .
فرمود : كشته شدن بيگناهى در سرزمين حرم از قبيلهء قريش ، سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و موجودات را هستى بخشيد بعد از پانزده شب ديگر ، سلطنتى برايشان نخواهد بود » « 1 »
هامش
( 1 ) - بحار ج 52 ص 234 .