و از طرفى آنچه كه علماء بر آن اتفاق دارند و در روايات به نحو تواتر « 1 » وارد شده اين است كه ظهور آن حضرت از مكّه است ، بنابراين بايد مراد از گفتهء امير مؤمنان ( ع ) كه فرمود :
« آغاز نهضت او از ناحيهء مشرق است » يعنى آغاز و شروع نهضت وى از مشرق ، يعنى ايران است . و همچنين دلالت دارد كه آغاز نهضت آن حضرت ، قبل از خروج سفيانى بوده و فاصلهء بين آغاز أمر او و خروج سفيانى ، مدتى نه كوتاه و نه طولانى است . زيرا در روايت ، نهضت حضرت بر خروج سفيانى ، با « واو » عطف شده است نه « فاء » و « ثم » كه دلالت بر فاصله داشته باشد ، بلكه مىتوان گفت اين روايت ، اشاره به نوعى ارتباط سببى بين آغاز أمر زمينهسازى براى دولت حضرت مهدى ( ع ) از سرزمين ايران و بين خروج سفيانى دارد ، توجه داشتيد كه جنبش سفيانى صرفا واكنشى است جهت روياروئى با موج فزايندهء نهضت اسلامى كه زمينهساز مقدمهء قيام آن حضرت مىباشد .
روايت : امت محمد ( ص ) ، و حكومت مردى از اهلبيت
روايتى را كه ابو بصير از امام صادق ( ع ) نقل كرده نيز از جمله روايات در اين زمينه است ، حضرت فرمود :
« اى ابو بصير امت پيامبر ( ص ) تا زمانيكه خاندان فلان بر مسند حكم هستند هيچگاه به گشايشى نخواهند رسيد تا آنكه فرمانروائى آنان منقرض شود ، با تمام شدن آن ، خداوند آن را به مردى از اهل بيت ارزانى مىدارد كه روش او براساس تقوى و عمل وى هدايتگر مردم است . در مقام قضاوت و حكم بر مردم ، اهل رشوه نيست . به خدا سوگند من او و نام او و پدرش را مىدانم آنگاه ، آن مرد تنومند و كوتاه اندام كه داراى علامت خال بر صورت و دو نشانهء ديگر بر پوست بدن دارد مىآيد ، او پيشوايى عادل است كه حافظ و نگاهبان آنچه كه نزد او وديعه گذاشته شده است مىباشد ، دنيا را پر از عدلوداد مىنمايند آنگونه كه بدكاران آن را پر از ظلم و جور كردهاند » « 2 »
هامش
( 1 ) - متواتر خبرى است كه راويان آن بحدّى برسد كه عادتا محال است اهل كذب باشند و اين در همهء طبقات راويان بايد ثابت باشد .
( 2 ) - بحار ج 52 ص 269 .