حقوق آنان را اداء نمىكنند ، ديگربار طلب حق مىنمايند بازهم حقوقشان استيفاء نمىشود كه در اين مرحله شمشير بر دوش نهاده و مقاوم مىايستند ، با مشاهدهء اين وضع از ناحيهء مخالفين ، خواستههاى قبلى آنان در آستانهء عمل قرار مىگيرد كه اينبار خودشان نمىپذيرند ، تا قيام نمايند و آنان درفش هدايت را جز به صاحب شما نمىسپارند ، كشتههاى آنان شهيدند و اگر من آن زمان را درك مىكردم ، خويش را براى يارى صاحب آن أمر نگه مىداشتم » « 1 »
همچنين اين روايت كه :
« درفشهايى سياه از خراسان برون مىآيد كه هيچ چيز قادر بر شكست و برگرداندن آنها نيست تا اينكه در بيت المقدس به اهتزاز درآيند » « 2 »
و روايت مستفيضى « 3 » كه از طريق شيعه و سنى و بعضى صاحبان صحاح از پيامبر ( ص ) نقل شده است كه فرمود :
« مردمى از مشرق زمين خروج مىنمايند كه مقدمات حكومت و سلطنت حضرت مهدى ( ع ) را فراهم مىنمايند » « 4 »
بهرحال اين روايت و امثال آن اگرچه صريحا دلالت بر به پا شدن حكومت اسلامى در عراق قبل از ظهور حضرت ندارد امّا بر پيروزى دو مرحلهاى ايرانيان چنان كه در جاى خودش خواهيم گفت ، دلالت دارد . آنچه بهتر به نظر مىرسد اين است كه هدف ايرانيان در به سقوط كشاندن حكومت جبّاران در عراق و ايجاد حكومت اسلامى در آنجا تحقق مىيابد .
در روايات متفرقهء ديگرى نيز قضيّهء ورود ايرانيان به عراق و شهرهاى بزرگ آن از طريق خانقين و بصره و منع حكومت ستمگران در آنجا آمده است ، امّا آن روايات يا مرسله « 5 »
هامش
( 1 ) - بحار ج 52 ص 43 .
( 2 ) - ملاحم و فتن ص 43 .
( 3 ) - مستفيض ، خبر واحدى است كه راويان آن از سه نفر تجاوز كند .
( 4 ) - بحار ج 51 ص 87 .
( 5 ) - روايت مرسله از جهت جعل به حال شخصى كه در سلسله سند نامش حذف شده حجيّت ندارد .