و در اثر زخمى كه بر او وارد مىشود در راه بازگشت به شام به هلاكت مىرسد و سفيانى دوم را جانشين خود قرار مىدهد تا مأموريت مهم او را ادامه دهد .
چنانچه اين روايات صحيح باشد ، سفيانى اوّل ، فرمانرواى نابكارى است كه زمينهساز سفيانى اصلى وعده داده شده است ، همچنانكه يمنى و خراسانىها ياران درفشهاى سياه زمينهساز نهضت حضرت مهدى ( ع ) مىباشند . ابن حماد گويد وليد گفت :
« سفيانى روى مىآورد و به جنگ بنى هاشم و هركس از ياوران درفشهاى سهگانه و غير آنان كه با او بستيزد ، مىپردازد و بر همهء آنها چيره مىشود . آنگاه روانهء كوفه مىشود و بنى هاشم بسوى عراق مهاجرت مىكنند ، سپس سفيانى در بازگشت از كوفه در نزديكى شام به هلاكت مىرسد و مرد ديگرى از فرزندان ابو سفيان را جانشين خود مىسازد كه غلبه با اوست و بر مردم چيره مىشود . . و سفيانى موردنظر ، همين است » « 1 »
شبيه اين روايت را در متعدد بودن سفيانى ، در صفحات 60 و 74 و غير آن روايت كرده است .
آغاز جنبش سفيانى و مراحل آن
شرايط و اوضاع ترسيم شده در روايات ، جنبش سفيانى را بسيار خشن و سريع توصيف مىكند يا به تعبير سياسى امروز جنبشى دراماتيك و خونين مىباشد زيرا اوضاع جهانى و كشمكش بين ابرقدرتها به اندازهاى وخيم مىشود كه منجر به نبرد مىگردد . و وضع سرزمين شام كه فتنهء فلسطين آن را برهم مىزند « همچون بهم خوردن آب در مشك » و از ضعف و ناتوانى و تجزيه شدن ، گرفتار رنج و افسردگى است . . و مهمتر از آن ، از نظر غربىها و يهوديان رسيدن نيروهاى اسلام و قواى ايرانيان به مرزهاى فلسطين و دروازههاى قدس مىباشد ، سپس نفوذ روسها در سرزمين شام و جهان اسلام افزايش مىيابد . ازاينرو آنها اقدام به انتخاب زمامدارى مقتدر مىنمايند . تا بتواند منطقهء پيرامون اسرائيل را براى سلطهء اسرائيل كاملا زير فرمان آورد و از اين جاست كه او نقش مهم خود را كه تنها خط دفاع ( عربى ) از اسرائيل و غرب است اجرا مىكند ، بلكه آنها دست او را در جنگ عراق و اشغال
هامش
( 1 ) - نسخهء خطى ابن حماد ص 78 .