امّا سفيانى در نه ماههء پايانى حكومت خود ، دست به نبردهاى بزرگى مىزند كه مهمترين آنها با تركان ( روسها ؟ ) و هواداران آنها در قرقيسيا است ، سپس نبردهاى او در عراق با ايرانيان زمينهسازان ظهور ، و يمنى كه طبق برخى از روايات با آنان مىباشد .
و ممكن است سفيانى در مدينهء منورّه داراى نيروهايى باشد كه در كنار نيروهاى حكومت حجاز ، در برابر نبردى كه احتمالا توسط حضرت مهدى ( ع ) براى آزادى مدينه انجام مىپذيرد وارد پيكار شوند .
سفيانى پس از شكست در عراق و حجاز به شام و فلسطين بازمىگردد تا در بزرگترين كارزار حضرت مهدى ( ع ) يعنى نبرد بزرگ فتح قدس به مصاف بپردازد .
از وادى يابس ( درّهء خشك ) تا دمشق
در اينكه سفيانى جنبش خود را از خارج دمشق از منطقهء حوران يا درعا در مرز سوريه - اردن آغاز مىكند ، روايات تقريبا همداستانند ، البته روايات ، منطقهء خروج وى را وادى يابس و أسود ( درّهء خشك و سياه ) مىنامند .
از امير مؤمنان ( ع ) روايت شده است كه فرمود :
« پسر هند جگرخوار از وادى يابس ( درهء خشك ) خروج مىكند و او مردى است چهارشانه ، با چهرهاى ترسناك و سرى بزرگ كه در چهرهاش اثر آبله پيداست به قيافهاش كه بنگرى ، يك چشم به نظر مىرسد ، نامش عثمان و نام پدرش عنسبه ( عيينه ) و از فرزندان ابو سفيان است . . تا اينكه به سرزمين قرار و معين ( آرام و داراى آبى گوارا ) مىرسد ، آنگاه بر منبر آن جا قرار مىگيرد » « 1 »
البته زمين ذات قرار معين ( داراى آرامش و آبى گوارا ) كه در قرآن آمده است به دمشق تفسير شده است .
در نسخهء خطى ابن حماد از محمد بن جعفر بن على نقل شده است كه گفت :
« سفيانى از فرزندان خالد پسر يزيد پسر ابو سفيان ، مردى است با سرى درشت و چهرهاى
هامش
( 1 ) - بحار ج 52 ص 205 .