به فرمان ما هدايت مىكردند . « 1 » در احاديث نيز به همين مطلب و اينكه هدايت به سوى حق از شئونات پيامبر و اهل بيت پاكش صلوات الله عليهم اجمعين مىباشد اشاره رفته است » .
تا اينجا كلام علامه طباطبايى در تفسير آيه ، به صورت خلاصه و اختصار به پايان مىرسد . البته ايشان به تفصيل نظريات ديگررا نيز در تفسير اين آيه بيان كرده و عدم انسجام و تطابق آنها با متن آيه را آشكار ساختهاند « 2 » .
معنايى كه از تدبر در آيه به دست مىآيد اين است كه هدايت به حق به معنى رساندن هدايت شدگان به متن واقع و حقيقت ، بالاصاله تنها به خداوند تبارك و تعالى انحصار داشته و به تبع به كسانى تعلق دارد كه به خودى خود از جانب خداوند تبارك و تعالى هدايت يافته باشند ؛ چرا كه چنين افرادى به درجه والايى از استعداد ذاتى مىرسند تا تفضل مخصوص هدايت را از خداوند تبارك و تعالى دريافت كنند چه از طريق وحى اگر پيغمبر باشند يا از طريق الهام خاص الهى ، اگر پيغمبر نباشند ؛ تا بدين ترتيب براى قيام به مسئوليت هدايت مردم به سوى خداوند عز و جل به فرمان خداوند متعال شايستگى پيدا كنند ، مراجعه به آيات شريفى كه در قرآن كريم از فرمان خدا يا « امرالله » سخن به ميان آورده به روشنى ما را به اين مسأله رهنمون مىگردد كه امر خدا شامل ولايت تكوينى و تصرفات خاصه است ؛ چرا كه در قرآن كريم آيهاى يافت نمىشود كه در آن از امر الله سخن به ميان آمده باشد مگر اينكه معناى آن فقط و فقط ولايت تكوينى بوده يا هم شامل ولايت تكوينى و هم شامل تشريعى است . پس نتيجه مىگيريم چنان كه مرحوم علامه طباطبايى در
هامش
( 1 ) . انبياء / 73 .
( 2 ) . تفسير الميزان 10 / 56 - / 61 .