در آن راه ندارد بر آن دلالت مىنمايد و اين بهترين شاهد بر اين است كه كلام در اين آيه بر اساس حقيقت بنا شده نه بر اساس مجاز كه مبتنى بر تساهلات عرفى است و ما به عنوان اهل عرف جامعه آن را در ميان خود به كار مىبريم و در بارهء هر كس كه كلامى از حق بر زبان آورد و يا كسى كه را به حق دعوت نمايد لفظ هدايت به حق را به كار مىبريم اگر چه آن شخص اعتقاد به حق نداشته يا به آن عمل نكند و يا در صورت عمل معناى واقعى آن را درك نكرده باشد و چه به خودى خود هدايت شده باشد يا به واسطه ديگرى .
ولى هدايت به حق كه همان رساندن ديگران به صريح حق و متن واقع است جز در دست خداوند سبحان و يا كسانى كه به خودى خود هدايت يافته باشند يعنى خداوند سبحان بدون هيچ واسطهاى او را هدايت كرده باشد نيست و چنين شخصى مىتواند به فرمان خداوند سبحان ديگران را هدايت كند بنابر اين با آنچه ذكر كرديم و معنايى كه از آيه بيان داشتيم چند مسأله واضح و آشكار مىشود :
اول : اينكه مراد از هدايت به حق رساندن شخص هدايت شونده به مطلوب است نه به معناى نشان دادن راهى كه به حق ختم مىشود چرا كه هر كسى مىتواند راه حق را براى ديگران توصيف نمايد چه خود بدون واسطه به آن حقيقت دست يافته باشد يا به واسطه هدايت ديگران به اين امر رسيدهباشد .
دوم : مراد خداوند از : « مَن لا يهِدِّي إِلا أَن يُهْدَى » ؛ كسى كه راه نمىنمايد مگر آنكه [ خود ] هدايت شود ، كسى است كه به خودى خود هدايت نيافته باشد و اين اعم از كسانى است كه به واسطهء غير هدايت يافته باشند و يا كسانى كه اصلًا نه به خودى خود نه به واسطه غير هدايت نيافته باشند .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: منذر حكيم
ص٩٠