سوم : اينكه هدايت به حق به معناى رساندن ديگران به متن واقع حق تنها از خصوصيات كسانى است كه به خودى خود هدايت يافته باشند يعنى در امر هدايت آنها واسطهاى ميان آنها و خداوند سبحان نبوده باشد ، حال يا از ابتداى امر و يا با تعلق گرفتن عنايتى خاص از خداوند سبحان ، مانند انبيا و اوصياى انبيا از ميان پيشوايان دين .
اما هدايتى كه به معناى نشان دادن راه و توصيف كردن آن باشد اختصاصى به خداوند متعال و ائمه و انبيا و اوصيا ندارد ، چنان كه خداوند متعال از مؤمن آل فرعون اين گونه نقل مىكند كه : « وَ قَالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكمْ سبِيلَ الرَّشادِ » ؛ و آن كس كه ايمان آورده بود گفت : « اى قوم من ، مرا پيروى كنيد تا شما را به راه درست هدايت كنم « 1 » . . .
اما كلام خداوند متعال كه به پيامبر خود خطاب مىكند كه : « إِنَّك لا تهْدِي مَنْ أَحْبَبْت وَ لَكِنَّ اللَّهَ يهْدِي مَن يَشاءُ » ؛ در حقيقت ، تو هر كه را دوست دارى نمىتوانى راهنمايى كنى ، ليكن خداست كه هر كه را بخواهد راهنمايى مىكند . « 2 » و آياتى ديگر از اين دست ، با توجه به اين كه پيامبر اكرم مصداق بارز پيشواى به حق بوده است براى بيان مسأله اصالت و تبعيت آمده است چنان كه در آيات قبض روح و علم غيب نيز مانند اين مضامين آمده است و مراد از همه آنها بيان اين مطلب است كه خداوند متعال دارندهء حقيقى و بالذات اين صفات مىباشد و كسان ديگرى كه اين صفات را دارند آن را با تمليك خداوند به دست آوردهاند كه در واقع ملكيتى تَبَعى و عَرَضى مىباشد و سبب آن فرمان خداوند متعال است چنان كه خود فرموده است : « وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا » ؛ و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه
هامش
( 1 ) . مؤمن / 38 .
( 2 ) . قصص / 56 .