افراد بشر باشد بلكه بايد از كسانى باشد كه از نعمت تأييد مستقيم الهى بهرهمند شده باشد ؛ آنان كه خداوند متعال از ميان بشر انتخابشان كرده و بر علم غيب خود آگاهشان گردانيده است . چون يكى از مصاديق غيب الهى شناخت باطن اعمال مردم است .
پيدا است كه اين كرامت نصيب همهء افراد امت نمىشود چرا كه اين ، كرامتى خاص اولياى پاك خداوند است ، اما كسانى كه در مرتبهء پايينتر از آنان قرار دارند يعنى كسانى كه در مرتبه سعادت و هدايت جزو متوسطان و اهل عدالت و ايمان هستند به چنين مرتبهاى نمىرسند . . . كمترين وصفى كه شاهدان اعمال بر آن بايد متصف باشند اين است كه آنان تحت ولايت و نعمت خداوند بوده و از اصحاب صراط مستقيماند « 1 » .
علم الكتاب در نزد شاهدان اعمال است
روشن است كه آگاهى بر باطن مردم به وسيله اسباب متعارف و طبيعى غير ممكن است ، بلكه احتياج به گونهاى خاص از دانش دارد كه خداوند متعال با حكمت خود آن را به هر يك از بندگانش كه بخواهد تفضل مىنمايد ؛ چرا كه او به اينكه رسالت خود را در كجا قرار بدهد داناتر است « 2 » بدين گونه است كه بندهء خدا مىتواند از سطح دانش و شناخت متعارَف مردم بالاتر رفته ، اسباب و علل طبيعى را درنورديده و به وظيفهاى كه تنها با اسباب غيرمتعارف و علم غيب خداوند مىتوان به آن دست يافت قيام نمايد ، در اين صورت وى داراى مرتبه ولايت تكوينى شده ، اسباب و علل طبيعى را با اجازهء خداوند متعال ، در
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان 1 / 321 .
( 2 ) . اين جمله اشاره به كلام خداوند متعال در سوره انعام دارد : انعام / 124 .