دلالتهاى اين حديث بر وجود امام عليه السلام
در اين حديث دلالتهاى بسيارى بر وجود امام عليه السلام وجود دارد ، و دانشمندان به همين حديث براى اثبات معظم مسائل امامت بر حسب مذهب اهل بيت عليهم السلام استدلال نمودهاند « 1 » ، ما نيز در اين جا به نقل مهمترين آن استدلالها كه مخصوصاً به موضوع بحث ما ارتباط پيدا مىكند اكتفا مىكنيم .
1 . حديث شريف تصريح دارد كه تنها راه نجات از گمراهى پس از وفات حضرت رسول صلى الله عليه و آله تنها و تنها تمسك همزمان به قرآن و عترت نبوى مىباشد :
« مادامى كه به هر دوى آنها چنگ زنيد » ، و نفرمودند به يكى از آنها چنگ زنيد ، اين بدان معنى است كه تمسك به يكى از اين دو امر هيچگاه تام و تمام و حقيقى نبوده و ضامن نجات از گمراهى نمىباشد مگر اينكه با هم همراه شده و هر كدام ، مسلمانان را به تمسك به ديگرى راهنمايى كند ، پس هيچگاه كسى كه مدعى تمسك به يكى از اين دو ركن بوده ديگرى را وا نهد در ادعاى خود صادق نخواهد بود ؛ چرا كه همان گونه كه فرمودهاند ، « اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد » .
2 . حديث شريف به روشنى هويت ثقل دوم يا امانت گرانبهاى دوم را با كلام رساى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كه فرمود : « عترت و اهل بيت من » مشخص نمودهاست ، عترت نيز چنان كه دانشمندان علم لغت گفتهاند به اين معناست :
« نسل انسان ، ازهرى گويد : ثعلب از ابن اعرابى روايت كرده است كه عترت يعنى پسر يك مرد و ذريه و نسل او از صلب او و عرب غير از اين معناى ديگرى براى لفظ عترت نمىشناسد » « 2 » .
هامش
( 1 ) . ر . ك به عنوان مثال سيد على ميلانى ، « حديث الثقلين تواتره ، فقهه » .
( 2 ) . فيومى ، مصباح المنير / 391 ماده 17 .