خوش بينانهترين اظهار نظرى كه مىتوان دربارهء اين روايت تحريف شده داشت اين است كه اين روايت از روايات آحاد و ضعيف مىباشد كه به هيچ وجه مفيد علم نبوده و قابل عمل هم نيست به خصوص در مسائل مهم عقيدتى كه مضمون اين حديث از آنها بحث مىكند .
حتى اگر اين روايت را با اين لفظ تحريف شده ، صحيح فرض كنيم چنان كه ابن حجر در صواعق اين ادعا را كرده است باز هم نمىتواند با آن لفظ متواتر معارضه نمايد و نقصى بر دلالت عقيدتى مهم آن روايات وارد نمايد ، بلكه جمع بين اين دو روايت ممكن است و خود تأكيد بيشترى براى اين حقيقت است كه سنّت رسول اكرم صلى الله عليه و آله همواره در نزد پيشوايان از عترت آن بزرگوار مىباشد ؛ چرا كه آنان دانشمندان و دانايان كتاب و سنّت پيامبر هستند ، چنان كه ابن حجر به اين مطلب اشاره كرده است آنجا كه مىگويد :
« . . . در احاديثى كه تنها به ذكر كتاب خدا بسنده شده است مراد همان كتاب خدا و سنّت من مىباشد ؛ چرا كه سنّت بيانگر قرآن است و با ذكر سنّت از ذكر هر دو بى نياز شده است حاصل اين است كه ترغيب پيغمبر بر سه چيز استوار شده است بر كتاب خدا ، سنّت و دانايان به كتاب و سنّت از اهل بيت پيامبر ، و از مجموع اين امور استفاده مىشود كه هر سهء اين امور تا روز قيامت باقى خواهند ماند » « 1 » .
هامش
( 1 ) . الصواعق المحرقة / 150 .