هادى عليه السّلام همواره مترصّد رويدادها و پديدههايى بود كه حيات عموم جامعهء اسلامى را با تهديد مواجه مىساخت ، و در هريك از آنها - به صورت خاص - موضعگيرى خاص آن را به كار مىبرد تا شيعيان خود را از لغزشگاههاى انحراف و وارد شدن در بسيارى از مسائل كه جز آشكار شدن هويّت شيعى آنها و در نتيجه افتادن در دامهاى هيأت حاكم و سركوب و شكنجه و زندان فايدهء ديگرى در برنداشت جلوگيرى نمايد .
امام هادى عليه السّلام با اصحاب و شيعيانش
زندگى حضرت امام هادى عليه السّلام آميخته با حوادث تلخى بود . چراكه در آن زمان جنگ بر سر قدرت در شديدترين وضع خود بين فرزندان هيأت حاكم از يك سو و بين اميران و فرماندهان ترك و غير ترك كه در به دست گرفتن حكومت طمع بسته بودند از سوى ديگر درگرفته بود . نتيجهء اين جنگ و جدال اين بود كه در اين شرايط ، حضرت امام هادى عليه السّلام و عموزادگان و پيروان آن حضرت متحمّل آزار و شكنجهء زيادى گرديدند . چراكه هركدام از آن جدالكنندگان بر سر قدرت ، آن حضرت را بهعنوان رهبر جبههء مخالفان حكومت مىدانست . حاكمان عبّاسى اگرچه در ميان خود سخت بر سر قدرت درگير بودند ، اما همهء آنها به يك اندازه از حضرت امام هادى عليه السّلام وحشت داشتند . آنان ، آن حضرت را سرور اهل بيت و پيشواى امت و داراى نفوذ كلمه در ميان مردم مىدانستند .
حضرت امام هادى عليه السّلام نيز بهعنوان مرجع فكرى و روحى جامعهء شيعه و با هدف ايمنسازى مؤمنان در برابر انحرافات فكرى ، همواره نقش تربيت ، راهنمايى و آمادهسازى آنان را دنبال مىنمود . آن حضرت همواره آنان را از