داده و تمام اموال و دارايىهاى مرا مصادره كردند .
مىبينيم حضرت امام هادى عليه السّلام در زندان نيز از حمايت اين مرد دست برنداشته و در نامهاى بشارت آزادى او را از زندان داده و او را چنين سفارش كردند : « در ناحيهء كرانهء غربى فرود نيا » .
وى گويد : هنگامى كه اين نامه را خواندم در دل گفتم : عجيب است ! ! امام هادى عليه السّلام در حالى چنين مطلبى را براى من مىنويسد كه من در زندان به سر مىبرم اما چند روزى نگذشت كه مشكلم بر طرف شد ، دست و پاى مرا باز كرده و از زندان آزادم كردند « 1 » .
از همين قبيل است قضيهء يكى ديگر از اصحاب آن حضرت كه توسط دستگاه عباسى متحمل ضرر مالى شده است ؛ وى گويد : روزى به نزد حضرت امام هادى عليه السّلام رفته و به آن حضرت عرضه داشتم : متوكّل تنها به اين خاطر كه مىداند من با شما ارتباط دارم ، حقوق مرا قطع نموده و جز اين ، اتّهام ديگرى ندارم ، حال سزاوار است كه بر من لطف و كرم كنى و در نزد او وساطت كنى تا حقوق مرا وصل كند . امام هادى عليه السّلام فرمودند : ان شاء اللّه حاجتت برآورده است .
چون شب فرا رسيد ، فرستادگان متوكّل پىدرپى به در خانهء من آمده احضارم مىنمودند . من در همان شب به نزد متوكّل رفته ، او را در رختخوابش دراز كشيده يافتم . متوكّل در همان حال به من گفت : اى ابو موسى به ما سر نمىزنى و خود را از خاطر ما مىبرى . چه مقدار از بابت حقوق از ما طلب دارى ؟
گفتم : فلان صله و فلان پول و چون قدرى از طلب خود را يادآورى نمودم دستور داد تا آن مبلغ و به اندازهء همان مبلغ اضافه به من دادند ، پس از اينكه از
هامش
( 1 ) . اصول كافى 1 / 500 / 5 ، به نقل از آن ، ارشاد 2 / 306 ، اعلام الورى 2 / 115 ، به نقل از ارشاد ، كشف الغمة / 170 .