تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
البتّه ناتوانى فقيهان حكومتى از حل مشكلات فقهى جديدى كه براى دولت اسلامى پيش مىآمد نيز عامل ديگرى بود تا خليفه مسائل را با حضرت امام هادى عليه السّلام مطرح نمايد . روايت شده است كه مردى نصرانى به نزد متوكّل آمد كه با زنى مسلمان زنا كرده بود ، متوكّل مىخواست تا بر او حدّ جارى كند ، مرد نصرانى كه اوضاع را خطرناك ديد فورا مسلمان شد ، يحيى بن اكثم كه در آن زمان قاضى القضاه بود گفت : ايمان اين مرد نصرانى هم شرك او و هم گناه او را از بين برد ، يكى ديگر از فقيهان حكومتى گفت : بايد سه حدّ بر او جارى شود ، و هركدام از آن فقيهان نظرى دادند . هنگامى كه متوكّل اين اختلاف را در ميان فقها ديد دستور داد تا نامه‌اى به حضرت امام هادى عليه السّلام نوشته و اين مشكل را از آن حضرت بپرسند . هنگامى كه حضرت امام هادى عليه السّلام نامه را خواندند در پاسخ نوشتند : « آنقدر شلّاق بخورد تا بميرد » . يحيى بن اكثم و فقيهان سامرا اين حكم را انكار كردند و گفتند : اى امير المؤمنين ، از او علّت اين حكم را سؤال كن ، چراكه اين حكم ، حكمى است كه در قرآن مجيد نيامده و سنّتى هم در رابطه با آن وجود ندارد . متوكّل به حضرت امام هادى نامه‌اى نوشت كه در آن آمده بود : فقيهان اين حكم را انكار كرده و گفته‌اند : سنّت بر اين حكم قائم نشده است ، و در قرآن نيز آيه‌اى بر مدلول آن وجود ندارد ، پس براى ما بيان كن كه به چه دليل حكم كرده‌اى اين مرد آنقدر شلّاق بخورد تا بميرد ؟ ! حضرت امام هادى عليه السّلام در پاسخ نوشتند : « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ * فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا
» ؛ پس چون سختى [ عذاب ] ما را ديدند گفتند : « فقط به خدا ايمان آورديم و بدانچه با