وارد شدن در بسيارى از مسائل كه وارد شدن در آنها باعث كشف هويت آنها و ارتباطشان با امام عليه السّلام مىگرديد منع مىنمود . چراكه كشف اين هويت و ارتباط باعث مىشد كه آنها در معرض گرفتار شدن در چنگال عقوبت و شكنجهء هيأت حاكم قرار گيرند . چراكه اگر عمال حكومت به ارتباط نزديك و موالات كسى با اين خاندان پى مىبردند آن شخص عاقبتى جز زندان و يا كشته شدن نداشت ، چنانكه اين مسأله در رابطه با ابن سكّيت و ديگرانى غير از او اتّفاق افتاد .
كسانى كه اين برهه از تاريخ را كه به عصر عبّاسى دوّم معروف شده است مطالعه كردهاند ، اگرچه دولت عبّاسى را در اين دوره به ضعف سياسى و ادارى توصيف نمودهاند ، اما بر اين نكته تأكيد دارند كه حاكمان دولت عبّاسى عليرغم تمام ضعفهايى كه داشتند در مراقبت شديد از امام و اصحاب او كوتاهى نمىكردند ، تا بدين وسيله دايرهء فعاليت امام عليه السّلام را محدود كرده و نگذارند تأثير فعاليتهاى آن بزرگوار به اقشار مختلف امت برسد . به همين دليل است كه مىبينيم حضرت امام هادى عليه السّلام بيشتر وقت و تعليمات خود را به شيعيان و مواليان خود اختصاص مىداد و در عين حال مترصّد فرصتهايى بود كه در آن فرصتها بتواند به موضعگيرىهايى بپردازد كه نشاندهندهء نقطه نظر اسلام در وقايع و رويدادها و بيانكنندهء ميزان دورى حاكمان عبّاسى از پياده كردن تعاليم واقعى اسلام باشد . چراكه عباسيان در قلّهء انحراف و فرو رفته در گنداب لهو و هرزهدرايى بودند .
موضعگيرىهاى امام هادى عليه السّلام در برابر رويدادها ، متناسب با شرايط زمان خود بوده است . آن حضرت راهنمايىها و تعليمات خود را با احتياط و دقت و مخفىكارى كامل به شيعيان و اصحاب خود مىرسانده است .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: منذر حكيم
ص٧٩