او شريك مىگردانيديم كافريم * و [ لى ] هنگامى كه عذاب ما را مشاهده كردند ، ديگر ايمانشان براى آنها سودى نداد « 1 » . پس متوكّل دستور داد تا آن مرد را آنقدر تازيانه زدند كه مرد « 2 » .
حضرت امام هادى عليه السّلام و فتنهء خلق قرآن
در زمان حكومت مأمون عبّاسى از جانب دستگاه حكومت به مسألهء خلق قرآن دامن زده شد . دستگاه حكومتى عبّاسى از اين عمل چند منظور داشت .
يكى اينكه امت را از دلمشغولىها و اهداف اصلى خود دور كنند ؛ ديگر اينكه به واسطهء اين اختلاف ، شكاف ميان فرزندان امت اسلام را عميق كرده و توسعه بخشند ، تا اين اختلاف و مشغول شدن به خود ، آنان را از فكر كردن به مبارزه با حاكم منحرفى كه همهء رفتارها و اقداماتش از شريعت اسلامى به دور بود باز دارد . فايدهء ديگر مسأله خلق قرآن اين بود كه هيأت حاكم از اين قضيه براى مبارزه با دشمنان خود استفاده مىكرد ، زيرا به اين بهانه ، دامى براى شناخت نيروهاى مخالف نهاده ، سپس سعى در كمرنگ و محدود كردن نقش آنها در جامعه مىنمود .
حضرت امام هادى عليه السّلام به شيعيان خود در بغداد نامهاى نوشت و آنها را از داخل شدن در مسألهء خلق قرآن و همراهى با كسانى كه در اينگونه مسائل به بحث مىپردازند بر حذر داشت ، و بدين وسيله آثار منفى كه ممكن بود دامنگير آنان شود از ايشان دور مىكرد . چه بسا ممكن بود كه شيعيان با وارد شدن در اين عرصهها به عمليات سركوبگرانهء حكومت مبتلا گردند . اين نامه از آن
هامش
( 1 ) . غافر / 84 - 85 .
( 2 ) . مناقب آل ابى طالب 4 / 437 .