ساكنان آن خانهها به سوى گورها كوچيدهاند . » « 1 »
در اينجا بود كه متوكّل بسيار گريست ، تا آنجا كه اشكهايش ريش او را خيس كرد ، تمام كسانى كه در مجلس او بودند نيز گريه كردند . آنگاه دستور داد تا بساط شراب را جمع كردند و گفت : اى ابو الحسن ، آيا قرضى دارى ؟
حضرت امام هادى عليه السّلام فرمودند : آرى ، چهار هزار دينار . متوكّل دستور داد تا اين مبلغ را به آن حضرت بدهند و ايشان را محترمانه به خانه بازگردانند « 2 » .
موضعگيرىهاى حضرت امام هادى عليه السّلام از سويى مطابق با موقعيت امامت آن حضرت و از ديگر سوى منطبق با شرايط سياسى و اجتماعىاى كه آن حضرت و پيروانش را احاطه كرده بود تنظيم مىگرديد .
حضرت امام هادى عليه السّلام همواره در صدد بود تا هرگاه فرصتى پيش بيايد بر همه اتمام حجّت نموده و حق را به پا دارد . روايت شده است كه روزى مردى نصرانى به خانهء حضرت امام هادى عليه السّلام آمده و قدرى پول براى آن حضرت آورده بود . خادم از خانه خارج شد و به او گفت : آيا تو يوسف بن يعقوب هستى ؟ او گفت : آرى . خادم گفت : پياده شو و در دهليز خانه بنشين ، نصرانى از
هامش
( 1 ) .باتوا على قلل الأجبال تحرسهم * غلب الرجال فما أغنتهم القلل
و استنزلوا من بعد عز من معاقلهم * فاودعوا حفرا يا بئس ما نزلوا
ناداهم صارخ من بعد ما قبروا * أين الأسرة و التيجان و الحلل
أين الوجوه التي كانت منعمة * من دونها تضرب الأستار و الكلل
فأفصح القبر عنهم حين ساءلهم * تلك الوجوه عليها الدود يقتتل
قد طالما أكلوا يوما و ما شربوا * فأصبحوا بعد طول الأكل قد اكلوا
و طالما عمّروا دورا لتحصنهم * ففارقوا الدور و الأهلين و انتقلوا
و طالما كنزوا الأموال و ادّخروا * فخلّفوها على الأعداء و ارتحلوا
أضحت منازلهم قفرا معطّلة * و ساكنوها الى الأجداث قد رحلوا( 2 ) . مروج الذّهب 4 / 11 به نقل از مبرّد ، شايد نقل ابن خلّكان در وفيات الاعيان 2 / 434 هم به نقل از مبرّد باشد ، و به نقل از مسعودى سبط در تذكرة الخواص / 323 .