تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
منجّمان را در مجلس حاضر كرده و به آن‌ها گفتند : نگاه كنيد و در طالع او بنگريد كه معتزّ چقدر زندگانى مىكند و چه مقدار در مقام خلافت باقى مىماند ، ظريفى در مجلس حاضر بود . گفت : من از اين منجّمان بهتر مىدانم كه عمر و خلافت معتزّ چه مقدار است ، آن‌ها گفتند : تو در اين رابطه چه مىگويى ؟ وى گفت : هر مقدار كه تركان اراده كنند ، در آن مجلس كسى باقى نماند مگر اين‌كه از سخن او به خنده افتاد » « 1 » . اين‌روايت نفوذ و نقش تركان را در ادارهء دولت و عزل خلفا و حكم كردن در امور كلى جامعه براى ما آشكار مىسازد ، آنان بر مملكت مستولى شده و خلفا را تضعيف كرده بودند ، تا جايى كه خليفه مانند اسيرى در دست آنان بود . اگر مىخواستند وى را از حكومت خلع كرده يا مىكشتند . معتزّ بسيار از تركان مىترسيد و از شر آنان در امان نبود . بغاى صغير يكى از خطرناكترين آنان بود ، وى يكى از فرماندهان سپاه بود كه به همراه گروهى از تركان بعد از اين‌كه معتزّ را وادار كردند تا خود را از خلافت خلع كند ، او را به قتل رساندند . اوائل امامت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام معاصر با اواخر خلافت معتزّ بود ، همان خليفه‌اى كه شهادت حضرت امام هادى عليه السّلام به دست او و با فرستادن سم به وسيلهء او انجام گرفت . سياست معتزّ در مبارزه با ائمّهء اطهار و به خصوص امام حسن عسكرى عليه السّلام و شيعيان آن‌ها ، امتداد سياست متوكّل بود . بلكه در زمان معتزّ اين شرايط دشوار نسبت به حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام بيش از پيش زياد شد تا آنجا كه وى چون خطر وجود امام را در سامرّا ، گسترش دايرهء نفوذ آن حضرت و زيادى يارانش را ديد دستور داد تا آن
هامش
( 1 ) . الفخرى فى الآداب السّلطانيه / 221 .