شدن معتزّ را براى ما اينگونه پيشگويى كرده بود : « بر ابو احمد عبيد اللّه بن عبد اللّه داخل شدم و ديدم كه در پيش روى او نامهء حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام قرار دارد كه در آن آمده است : من شكايت اين طاغوت سركش يعنى زبيرى - زبيرى لقب معتزّ بوده است - را به نزد خداوند متعال بردهام و [ عذاب ] خداوند متعال بعد از سه روز وى را خواهد گرفت . هنگامى كه روز سوّم فرا رسيد آن قضيه براى معتزّ پيش آمد و او به بدترين شكل به قتل رسيد « 1 » .
ابن اثير ماجراى قتل معتزّ را اينگونه شرح داده است :
« گروهى از تركان بر معتزّ داخل شده ، پاى او را گرفته و او را به درب حجره كشاندند و با چماق به جان او افتاده ، لباسش را پاره كردند ، آنگاه او را در همان خانه در مقابل آفتاب نگاه داشتند به حدّى كه وى از شدت گرماى آفتاب يك پا را بر زمين مىگذاشت و پاى ديگر را برمىداشت . در اين هنگام يكى از آنها به صورت او سيلى مىزد و او با دست خود از صورتش دفاع مىكرد ، سپس وى را داخل حجره كرده ، ابن ابى الشّوارع [ قاضى ] و گروهى ديگر را حاضر كرده و آنها را بر خلع او شاهد گرفتند ، همچنين صالح بن وصيف را شاهد گرفتند كه به معتزّ و مادر و فرزندان و خواهرش امان دادهاند ، آنگاه معتزّ را به دست كسى سپردند تا او را شكنجه كند ، سپس او را سه روز از غذا و آب منع نمودند تا آنجا كه يك جرعه از آب چاه مىخواست اما به او ندادند ، سپس وى را داخل سردابى كرده ، درب سرداب را بر وى بستند و در آنجا ماند تا مرد » « 2 » .
سبب خلع معتزّ از خلافت اين بود كه وى به دليل ضعف مالى و خالى
هامش
( 1 ) . كشف الغمّه 3 / 207 به نقل از كتاب دلائل .
( 2 ) . الكامل فى التّاريخ 7 / 195 - 196 .