5 . از ايّوب بن نوح روايت شده است كه نامهاى به حضرت امام هادى عليه السّلام نوشته ، در آن نامه از آن حضرت پرسيد كه خداوند - عزّ و جلّ - آيا قبل از خلقت و تكوين اشيا به آنها علم داشته است يا تا زمان خلقت و ارادهء خلق و تكوين به آنان علم نداشته است و در آن هنگام كه مىخواست آنها را بيافريند و تكوين كند به آنها علم پيدا كرد و در همانوقت آنها را خلقت و تكوين نمود ؟
حضرت امام هادى عليه السّلام در جواب او با خطّ شريف خود نوشتند : « لم يزل اللّه عالما بالأشياء قبل أن يخلق الأشياء كعلمه بالأشياء بعد ما خلق الاشياء » ؛
خداوند متعال هميشه عالم به اشيا بوده است ، چه قبل از خلقت و چه بعد از خلقت . و علم خداوند متعال به اشيا قبل از خلقت آنها مانند علم خداوند بعد از خلقت آنها بوده است « 1 » .
6 . از فتح بن يزيد جرجانى از حضرت امام هادى عليه السّلام روايت شده است كه : در پاسخ سؤال فتح دربارهء پايينترين حدّ معرفت فرموده است :
پايينترين حدّ معرفت اقرار به اين حقايق است كه هيچ خداوندى غير از خداوند متعال نيست ، شبيه و نظيرى ندارد ، آن وجود مقدّس قديم است و همواره پابرجا و هيچگاه از بين نرفته و گم نمىشود و اينكه هيچچيز به مانند او نيست « 2 » .
7 . از معلّى بن محمّد روايت است كه گفت : از عالم عليه السّلام سؤال شد : خداوند چگونه مىداند ؟ [ البته چنانكه از جواب امام عليه السّلام برمىآيد سؤال سؤالكننده از كيفيت علم خداوند به موجودات قبل از وجود آنها ، يا اينكه صرف علم خداوند به آنها در ايجاد آنها كافى است يا نه ؟ مىباشد ] آن حضرت در پاسخ
هامش
- ابراهيم عليه السّلام مأمور به ذبح او شد اسحاق بوده نه اسماعيل ، و اين بر خلاف مضمون روايات بسيار زياد شيعه دربارهء اين قضيه مىباشد .
( 1 ) . توحيد / 145 .
( 2 ) . توحيد / 283 .