فرمودند :
خداوند متعال دانست ( يعنى همهء مخلوقات خود را در ازل دانست و به آنها علم داشت ) ، خواست ( يعنى خواست تا آن دانستهها را بهوجود بياورد ) ، اراده كرد ( يعنى آن خواست را به ارادهء حتمى استحكام بخشيد ) ، مقدر فرمود ( يعنى ابتدا ، انتها ، حدود ، صفات روزى و مرگ آنها را معين فرمود ) ، حكم كرد ( يعنى بهوجود يافتن آن معلومات در اعيان خارجى حكم كرد ) و آشكار ساخت ( يا چنانكه در اصول كافى و بحار الانوار آمده است امضا كرد يعنى آنچه را كه بدان حكم نموده بود در خارج به وقوع رساند ) پس آنچه ابتدا بدان حكم كرده بود را امضا نمود و آنچه قبلا مقدر ساخته بود را مورد حكم قرار داد و آنچه كه ابتدا ارادهاش كرده بود را مقدر ساخت پس نتيجه مىگيريم كه ارادهء او مبتنى بر خواستش ، تقدير او مبتنى بر ارادهاش ، حكم او مبتنى بر تقديرش و امضاى نهايى او ( يعنى خلقتش در جهان خارج ) مبتنى بر حكمش مىباشد .
پس اولين مرحله در اين سلسله ، علم است و مشيت در مرحلهء دوم قرار دارد و مرحلهء سوم اراده است و تقدير بر حكم امضا شده واقع مىگردد پس تا هنگامى كه كار در مرحلهء علم يا مشيت يا تقدير است - كه مراحل اول ، دوم و سوم هستند - خداوند متعال مىتواند در آن بداء نمايد يعنى آن را تغيير دهد اما چون كار از اين مرحله گذشت و حكم به مرحلهء امضا رسيد ديگر براى بداء و تجديدنظر راهى نيست .
پس با فرض اين مطالب علم خداوند به معلومات قبل از وجود و پيدايش آن است و جارى شدن مشيت خداوند در آنچه مورد مشيت قرار مىگيرد پيش از مرحلهء عينيت يافتن آن مىباشد ، اراده هم در مرحلهء پيش از قيام و برپا شدن شيىء مورد اراده تحقق مىيابد و بنابراين پيش از اينكه اين معلومات يعنى اين چيزهايى كه مورد علم ، خواست و اراده قرار گرفتهاند و قرار است در جهان خارج بهوجود بيايند از لحاظ عينيت يافتن و برپا شدن و كيفيت ارتباط با يكديگر يا جدايى از همديگر ، مورد فعل و
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 329
مساهمون: منذر حكيم
ص٣٢٩