مشهور است و يا ترسان و پوشيده - گروه شيعيان و پيروان صالح آن حضرت را از هرگونه ابهام ، تشكيك ، خلأ عقيدتى و يا فروپاشى در امان نگاه مىداشت . حال به بعضى از اين روايات توجّه نمائيد :
1 . از على بن عمرو عطّار روايت شده است كه گفت : بر حضرت ابو الحسن عسكرى امام هادى عليه السّلام داخل شدم و اين در حالى بود كه فرزند بزرگ آن حضرت ابو جعفر هنوز در قيد حيات بود ، و من گمان مىكردم كه امام پس از آن حضرت اين پسر است . به همين خاطر به آن حضرت عرض كردم :
خداوند مرا قربانت كند . كداميك از پسرانت را براى امامت مخصوص نمايم ؟
آن حضرت فرمودند : تا دستور من به شما نرسيده است هيچكس را براى اين امر اختصاص ندهيد .
عطّار گويد : بعدها نامهاى به آن حضرت نوشته و در آن نامه پرسيدم : امر امامت پس از شما به چهكسى مىرسد ؟ آن حضرت پاسخ دادند : به بزرگترين پسر من » « 1 » .
و روشن است كه اشارهء امام عليه السّلام در اين نامه به فرزندش ابو جعفر نبوده است . چراكه آن حضرت مىدانسته است كه قبل از او اين فرزند ، دار فانى را وداع گفته و بدينترتيب فرزند بزرگ آن حضرت حضرت ابا محمّد عسكرى عليه السّلام خواهد بود كه تنها اوست كه از ميان برادرانش براى اين كار شايستگى لازم را دارد .
2 . از على بن عمر نوفلى روايت شده است كه گفت : در نزد حضرت امام هادى عليه السّلام در حيات خانهاش بودم . ناگاه فرزندش محمّد از كنار او گذشت . من به آن حضرت عرض كردم : خداوند مرا فدايت كند . آيا اين امام ما بعد از شماست ؟ آن حضرت پاسخ دادند : نه . امام شما بعد از من حسن است « 2 » .
هامش
( 1 ) . اصول كافى 1 / 326 ح 7 .
( 2 ) . اصول كافى 1 / 325 ح 2 .